تنهایی؛ دشمن بی سر و صدای یک کارآفرین !

0

تصور کنید که سالهاست تخصص و زمان خود را برای موفقیت در صنعت و شغل خود صرف کرده‌اید. ناگهان روزی روحیه‌ی و فکر شدن تمام وجود شما را فرا می‌گیرد! یک فرصت خوب خودش را به شما نشان می‌دهد و یا انگیزه‌ی درونی‌ شما را به اعتصاب بر علیه خودتان تشویق می‌کند.

شما به عنوان یک کارآفرین با مشکلات رایج کارآفرینی آشنا هستید. مشکلاتی مانند عدم داشتن سرمایه‌ی کافی برای ایجاد کسب و کار و راه‌اندازی آن (جدا از این بحث که سودآور باشد یا نه؟)، پذیرش خطر مالی شکست احتمالی، تفکر بیش از حد کوچک، ایجاد یک کار برای خودتان به جای ایجاد یک کسب و کار. بنابراین شما افتخار می‌کنید که در نقش یک کارآفرین برای سرمایه‌گذاری جدید خود به دقت برنامه‌ریزی کرده‌اید تا از این مشکلات اجتناب کنید.

اشتیاق و آدرنالین شما را با هیجان به جلو می‌برد و کسب و کار شما با پذیرش عالی راه اندازی می‌شود. فروش شروع به جریان می‌کند، همه چیز خوب است. اما به نظر می‌رسد یه چیزی کاملاً درست نیست.

شاید شما در شغل قبلی‌تان در یک گروه تحقیق و توسعه مشارکت داشتید که در آن شما و همکارانتان به طور منظم ایده‌های خلاق تبادل می‌کردید. یا شاید شما یک مدیر اجرایی در شرکتی بزرگ بودید که در جلسات مدیریت منظم شرکت داشتید. در هر صورت، شما با همسالانتان مشغول به کار بودید و آنها به شما و مشارکت شما در گروه احترام می‌گذاشتند.

دشمن بی سر و صدای یک کارآفرین

شاید بیشترین بخش هویت شما به شغلی که اجرا می‌کنید و نفوذی که در اختیار دارید، وابسته باشد.

دیدگاه شما از رئیس خود بودن، در کنترل آینده‌‌تان آنقدر ذهن شما را پر کرده بود که حتی دو بار در مورد احتمال تجربه‌ی عدم اعتماد به نفس فکر نکردید.

الآن بخوانید!
زنان در آستانه‌ی کارآفرینی: چرا امروز باید زنان به دنیای کارآفرینی جهش کنند؟

حالا شما خود را در پشت میزتان به عنوان مدیرعامل کسب و کارتان می‌یابید و توسط کارکنان شگفت انگیز و مشتاق احاطه می‌شوید که همه آنها برای گرفتن دستور و جهت گیری چشم به شما دوخته‌اند. شما باید احساس خیلی خوبی داشته باشید. درسته؟

اما شما به جای داشتن احساس خوب و عالی پشت میز مدیرعاملی، با دشمن بی سر و صدای یک کارآفرین مواجه شده‌اید: تنهایی.

هنگامی که شما رئیس خودتان می‌شوید از محیطی که از دوستی رفیقان و همتایانتان لذت می‌برید دور می‌شوید.

آیا شما هم این جمله را شنیده‌اید: «او در مقام بالا است، اما تنهاست.»

بدتر از آن این است که این تنهایی محیطی از ترس و شک و تردید ایجاد می‌کند که می‌تواند بزرگترین سقوط یک کارآفرین باشد.

هویت شما دیگر با عنوان سابق به شما وابسته نیست و شما گوشه‌ی دفتر شرکتِ در مرحله‌ی رشد قبلی‌تان را از دست داداه‌اید.

در نتیجه احساس می‌کنید که عنوان شرکتی خود را از دست داده‌اید. اگر شما یک کارآفرین جوان هستید، ممکن است متوجه شوید که کمبود تجربه‌ی شما در طی سالها موجب احساس ناامنی می‌شود.

شاید شما کارآفرینی هستید که وقتی در کسب و کار خود با دیگران کار می‌کنید خیلی سرتان شلوغ است، اما وقتی بالای سر کسب و کار خود تنها هستید کار نمی‌کنید.

این موضوع اغلب در زن ظاهر می‌شود. آنها دوست ندارند از کسی کمک بخواهند، چون می‌ترسند که ضعیف به نظر برسند. اما در واقع در ابتدای راه‌اندازی کسب و کار، دایر کردن شبکه‌ای از حمایت و نفوذ برای سرعت بخشیدن به رشد و موفقیت کسب و کار شما لازم است.

کارآفرینان تنها

پس چگونه می‌توان از این دشمن بی سر وصدا یعنی تنهایی اجتناب کرد. و یا اگر در حال حاضر آن را تجربه می‌کنید، چگونه می‌توانید بر آن غلبه کنید؟

الآن بخوانید!
۵ نکته‌ی مدیریت زمان در استارت آپ‌ ها

ما یک راهکار عملی برای این دشمن بی صدای کارآفرینان داریم.

گام‌های زیر را برای ساده سازی انتقال‌تان از یک کارمند به یک کارآفرین محترم با نفوذ در صنعت و جامعه دنبال کنید:

  • پیوستن به انجمن حرفه‌ای

زمانی که به فکر ترک شغل قبلی خود و رفتن به سمت کارآفرینی هستید، در یک یا چند گروه‌ شبکه‌های حرفه‌ای شرکت کنید و در یکی از آنها مشغول به کار شوید. این کار به شما این امکان را خواهد داد که عنوان اعتبار سابق خود را با یکی دیگر از عناوین برابر یا بزرگتر جایگزین کنید.

این موضوع نه تنها مشارکت‌های شما را گسترش می‌دهد، بلکه از این طریق می‌توانید همکارانی را پیدا کنید که می‌توانید در مواقع نیاز به کمک با آنها تماس بگیرید.

  • با هم رده‌های خود یک تیم اعضای متفکر تشکیل دهید

برای حمایت از شما در خلق و برنامه‌ریزی استراتژیک کسب و کارتان با همتایان خود یک تیم متفکر ایجاد کنید. سپس جلسات منظم مداوم (همراه با موضوع بحث) تشکیل دهید که بتوانید با همکاران هم رده‌ی خود در صنعت مربوط به کسب و کارتان و همچنین با سایر کارآفرینان ارتباط برقرار کنید. مشاوره و عقل و خرد آنها می‌تواند به شما در هدایت هر گونه موانع و تبدیل آنها به فرصت‌ها کمک کند.

  • یک مربی پیدا کنید

برای خودتان یک مربی پیدا کنید. کسی که در زمینه‌ی فعالیت خود به عنوان کارآفرین موفقیت را تجربه کرده است. جلسات منظمی را با مربی خود برنامه‌ریزی کنید.

  • یک هیئت مشاوره‌ای تشکیل دهید

به عنوان یک کارآفرین در حین این که کسب و کار شما آغاز شده است، شاید شما برای هیئت مدیره رسمی شرکت بودن آماده نباشید. بنابراین ممکن است به بیش از یک متفکر برای مشاوره نیاز داشته باشید.

الآن بخوانید!
۱۴ روش بسیار مؤثر از کارآفرینان معروف برای ایجاد انگیزه در کارمندان

تشکیل یک هیئت مشاوره به شرکت شما اعتبار می‌بخشد و خدمات مشاوره را به شما ارائه می‌دهد. اعضای هیئت مشاوره مسئولیت امانتداری اطلاعات شرکت شما را ندارند. اما آنها باید به حمایت از شما و موفقیت تجاری شما علاقه‌مند باشند.

  • یک هیئت مدیره تشکیل دهید

یک هیئت مدیره‌ی رسمی از مدیرانی که بتوانند به شما مشاوره دهند تشکیل دهید. آنها تجربه و عقل سالهای خود را در اختیار شما می‌گذارند و بر روی استراتژی تجاری و طرح رشد کلی کسب و کار شما تمرکز می‌کنند. به عنوان اعضای هیئت مدیره‌ی رسمی، آنها مسئولیت اعتماد و امانتداری شرکت را دارند. بنابراین داشتن ساختار همراه با تعیین اهداف، معیارها و جهت رشد مهم است.

در هر انتخابی که شما در افزودن افراد با استعداد به تیم خود انجام می‌دهید، مفهوم معامله‌ی متقابل را به یاد بیاورید. قدردانی خود را از اعضای تیم متفکر، مربی یا هیئت مدیره‌ی خود نشان دهید. همانطور که آنها حمایت خود را به شما و کسب و کار شما ارائه می‌دهند، به یاد داشته باشید که شما نیز می‌توانید به کسب و کار آنها کمک کنید. پیشنهاد کنید که تخصص خود را با یک کارآفرینی که در این راه تازه کار است، به اشتراک بگذارید.

با گسترش و انتشار شبکه‌ی کارآفرینان و سیستم‌های پشتیبانی، احساس تنهایی شما کاهش خواهد یافت و به طور کامل از بین خواهد رفت. احساس خواهید کرد که اعتماد به نفس‌تان به شدت افزایش یافته و حوزه‌ی نفوذتان در روند رو به رشدی است. در نهایت پس از همه‌ی اینها وقتی دیگران از تجارب شما لذت می‌برند و موفقیتشان را با شما به اشتراک می‌گذارند، بسیار بیشتر از این کار لذت خواهید برد!

منبع: success

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.