قدرت اشتراک گذاری داستان

0

وقتی که جو سلمونس(Joe Clemons) در حال بزرگ شدن بود، شروع به گوش دادن به داستان‌های به اشتراک گذاشته شده توسط اعضای خانواده‌های مختلفی کرد. بعضی از داستانها تخیلی و تحریک کننده، در حالی که برخی دیگر یکنواخت و خسته کننده بودند. با این حال، شنیدن گزارش‌هایی از اینکه چگونه بزرگانش قبل از او زندگی را تجربه کردند، نوعی پیوند بود و نقش مهمی در شکل دادن به شخصیت خودش داشت.

به ویژه داستان‌هایی که پدرش به او گفته بود. داستانی که در مورد پیر شدن یک مرد سیاه در اوج جنبش حقوق مدنی سخن می‌گوید.

سلمونس می‌گوید: بسیاری از این داستان‌ها به هویت من گره خورده‌اند.

سلمونس در حال حاضر به طور خاص کار خود را به عنوان یک شاعر و هنرمند سخنران، با آموخته‌های آن لحظات ادامه می‌دهد.

او می‌گوید: هدف هر داستانی که گفته می‌شود، این است که به شما زمینه‌ی بهتری برای درک دنیایی که در آن هستید بدهد. این همان کاری است که من سعی می‌کنم وقتی می‌نویسم نیز انجام دهم.

تبادل داستان با اعضای خانواده سرگرمی نامناسبی نیست. تحقیقات منتشر شده در مجله‌ی خانوادگی Emory University نشان می‌دهد  که شناخت مردم از وضعیت خانوادگی آنها به افزایش عزت نفس، اضطراب پایین، انسجام خانوادگی قوی تر و احساس بهتر کنترل زندگی خود منجر می‌شود. علاوه بر این، روایات خانوادگی داخلی می‌توانند حس مستقل بودن را تحت تأثیر قرار دهند.

به اشتراک گذاری داستان

جیمز آلن، استاد یار روانشناسی دانشگاه ترنت در پیتربورو انتاریو(Trent University in Peterborough)، «نظریه هویت داستان» را مورد مطالعه قرار داده است. نظریه این است که داستان‌های فردی در مورد زندگی یک شخص باید به عنوان یک عنصر ضروری از شخصیت فرد در نظر گرفته شود.

آلن می‌گوید:

شواهد فراوانی وجود دارد که داستانهایی که در خانواده‌ها و در فرهنگهای ما رشد می‌کنند، نقش مهمی در نحوه‌ی تفکر حافظه‌ی اتوبیوگرافیک ایفا می‌کند و سپس منجر به تشکیل حس هویت می‌شود.

نظریه‌ی هویت داستان همچنین معتقد است که شیوه‌ای که مردم در مورد زندگی خود داستان می‌گویند می‌توانند نتایج خاصی نظیر کیفیت زندگی آنها را پیش بینی کنند. به عبارت دیگر، افرادی که داستان‌های شادتری را در مورد زندگی خود روایت می‌کنند، نسبت به افرادی که به طور عمده داستان‌های منفی به اشتراک می‌گذارند، موارد بالاتری از زندگی در خوشبختی را گزارش می‌دهند. گفتن داستان با ترکیبی از کیفیت با تغییرات در خوشبختی در طول زمان همراه است.

الآن بخوانید!
۵ دلیل برای متوقف کردن بحث درباره تعادل کار و زندگی

آلن همچنین از طریق یک سری مطالعات در مورد تعامل با روایت‌های شفاهی، رابطه میان داستان نویسی شفاهی و رشد اجتماعی و عاطفی کودکان دبستانی را مورد بررسی قرار داده است.

یکی از مشخصه‌هایی که او توجه خاصی به آن می‌کند، انسجام است. چرا که کودکان داستان‌هایی را که به آنها گفته می‌شود را دوباره می‌سازند.

آلن می‌گوید: انسجام داستان یک مهارت تکاملی است که کودکان یاد می‌گیرند و این چیزی است که بخشی از محیط اجتماعی فرهنگی ما است. هنگامی که ما بچه‌های کوچکی هستیم، داستان‌های زیادی را با خانواده‌هایمان، اعضای فرهنگ‌هایمان و دوستانمان می‌گوییم. هر یک از این تجربیات گوش دادن به داستان‌ها به ما منابع مختلفی می‌دهد که می‌توانیم برای ساخت داستان‌های خودمان از آنها استفاده کنیم.

یک مطالعه‌ی اخیر توسط محققان دانشگاه پرینستون و نیویورک نشان داد که بهمبستگی قابل ملاحظه‌ای بین بخش‌های مغز فعال شده توسط تولید سخنرانی و درک گفتاری وجود دارد. این شامل قسمت‌هایی از مغز است که در ارتباط با شناخت اجتماعی و توانایی تشخیص حالت‌های ذهنی خود و دیگران است.

به اشتراک گذاری داستان

تریشا لی (Trisha Lee)، معلمی است که در سال ۲۰۰۲ برنامه‌ی هنری غیرانتفاعی تئاتر و هنرهای تجسمی را به نام MakeBelieve Arts تأسیس کرد. او به مدارس سفر می‌کند تا به آموزگاران شکل داستان گفتن محاوره‌ای شناخته شده به عنوان “داستان‌های هلی کوپتر” را یاد دهد.

در این روش کودکان داستانی را با صدای بلند ایجاد می‌کنند و معلم آن را می‌نویسد. پس از آن بچه‌ها داستان را اجرا می‌کنند. لی می‌گوید: مشارکت اجباری نیست، اما اغلب دانش‌آموزان در شرایط خاص زندگی خود قرار می‌گیرند. او سناریوهایی را توصیف کرد که در آن کودکانی دیده می‌شود که اغلب منزوی هستند، اما با خوشحالی در ایجاد داستان‌های هلیکوپتر شرکت می‌کنند.

الآن بخوانید!
۹ روش برای بهبود مهارت‌های تنظیم احساسات

لی میگوید: چگونه ما خودمان را درک می‌کنیم، جایی است که ما در داستان‌های همسالانمان قرار می‌گیریم. این کاری است که ما در زندگی انجام می‌دهیم. من زندگی شما را درک می‌کنم زیرا شما داستان خود را به من می‌گویید و این اتفاق با بچه‌ها نیز می‌افتد.

با توجه به نظریه‌ی هویت داستان، داستان اغلب یک هدف را انتقال می‌دهد یا شاید فقدان آن را از طرف راوی بیان می‌کند. تحویل داستان یک شخص می‌تواند بینش را نسبت به وضعیت سلامت روانی یا جسمی‌ او ارائه دهد. به عنوان مثال، علائم اختلالات روانی مثل اسکیزوفرنیا ممکن است شامل داستان‌های از هم گسیخته باشد.

طبق گفته پزشک متخصص اطفال سایانتانی داسگوپتا (Sayantani DasGupta)، توانایی توجه دقیق به داستان بیماران خود توسط متخصصان مراقبت‌های درمانی برای درمان موفقیت آمیز بیماران حیاتی است. داسگوپتا در برنامه‌ی دانشگاه پزشکی کلمبیا، پزشکی داستان را تدریس می‌کند. این درس یک رویکرد بین رشته‌ای به پزشکی است که معتقد است، علوم انسانی بخش مهمی از حرفه‌ی مراقبت‌های پزشکی به عنوان علوم سخت است. این برنامه نسل بعدی پزشکان را برای احترام به داستان‌های بیماران خود آموزش می‌دهد تا نتایج سلامتی بیشتری را به همراه داشته باشد.

داسگوپتا می‌گوید: داستان گویی برای مراقبت‌های سلامتی جدید نیست. این در واقع همیشه در قلب مراقبت‌های سلامتی بوده است. قبل از اینکه پزشکان و پرستاران بتوانند آنتی بیوتیک‌ها و جراحی‌های نجات دهنده‌ی زندگی را ارائه دهند، آنچه که در اختیار داشتیم این بود که توانایی حضور و شهادت دادن به داستان‌های مردم داشته باشیم.

در حالی که پیشرفت پزشکی موجب بهبود سلامت جمعی جامعه شده است، کیفیت تعامل انسان کاهش یافته است. او می‌گوید: هنگامی که این اتفاق می‌افتد، شما نارضایتی در هر دو طرف از استتوسکوپ(گوشی ضربان سنج) دریافت می‌کنید. ما مشکلاتی را که اتفاق می‌افتد می‌بینیم، زمانی که افراد هر دو طرف از یک رایطه نمی‌توانند با هم ارتباط برقرار کنند.

عواقب ارتباط ضعیف بین دکتر و بیمار می‌تواند به شکل علائم نادیده گرفته شده، اشتباهات و عدم اعتماد ظاهر شود. داسگوپتا دانشجویان خود را به مفهومی که آنرا “فروتنی داستان” می‌خواند، تعلیم می‌دهد: این یک ایده است که یک شنونده (معمولاً یک متخصص) به داستان‌هایی که پنجره‌های کامل را به تجربیات شخص باز نمی‌کنند، احترام می‌گذارد.

الآن بخوانید!
بیست و یک روش فوق‌العاده برایان تریسی برای غلبه بر تنبلی و انجام کار بیشتر

داسگوپتا می‌گوید: فروتنی داستان، در پاسخ به تصور غلطی متولد شد که شایستگی فرهنگی را می‌توان با مطالعه‌ی نمونه‌هایی از آسیب پذیری رفتارهای سلامتی افراد از پیش زمینه‌های مختلف جامعه فرهنگی به دست آورد.

با توجه به صفات مشابه آنا دلمرز، دانش آموز سال سوم دانشجوی پزشکی دانشگاه براون، پس از پیوند با یک سالمند ساکن در بخش برنامه درسی سال اول خود، برنامه ی داستان نویسی را در یک مرکز زندگی تأسیس کرد. تحقیقات نشان داده است که فعالیت های خاطره انگیز گروه یا جلساتی که طی آن افراد داستان‌های خود را در مورد زندگی خود مبادله می‌کنند، می‌توانند در مقابله با تجربه سالمندان در صورت عدم سازندگی و کاهش عوامل خطر بهداشتی مانند انزوای اجتماعی کمک کنند.

دلمردس گفت: من می‌خواستم این برنامه داستان سرایی را به عنوان راهی برای جمع آوری افراد، ایجاد ارتباطات برای ساکنان و ایجاد صدای شنیده‌ها، آغاز کنم. او با ساکنان Ethan Place در شهر وورویک رود آیلند، حداقل یکبار در هفته ملاقات می‌کند و فعالیت‌های تبادل اطلاعات را برای آنها آماده می‌کند. دلمردس در حالی که این ابتکار را عمدتاً به نفع ساکنان می‌داند، معتقد است که در این ماجرا هر دو طرف سودمند بوده‌اند.

او می‌گوید: من از داستان زندگی آنها بسیار متعجب شده بودم. این به من کمک می‌کند که فکر کنم تبدیل به یک دانشجوی پزشکی بهتری شوم و آنها به من اطلاعاتی دادند که چگونه می‌خواهم در آینده به عنوان یک دکتر پزشکی عمل کنم.

از طرفی سلمونس، نه تنها به بزرگانی که داستان‌های خود را به طور مستقیم می‌گویند نزدیکتر شده است، بلکه احساس می‌کند که او به بزرگانی که عمدتاً از طریق داستان‌ها از آنها چیزهایی آموخته است، نزدیک‌تر شده است.

او درباره پدربزرگ مادری خود چیزی به یاد نمی‌آورد، اما داستان‌های خانوادگی‌اش احساس ارتباط با او را تقویت می‌کند.

منبع: yesmagazine

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.