چرا رهبری و مدیریت دو روی یک سکه هستند

0

به عهده گرفتن شامل تکالیف چندگانه به طور همزمان است. در مراحل اولیه، شما باید نقش‌های مختلفی از جمله روابط عمومی، فروش، اجرا و غیره بازی کنید. اما با پیشرفت و رشد تیم، شما در نهایت باید با افرادی که فعالیت‌های مختلفی در کسب و کار شما دارند، کار کنید. این جایی است که تمایز بین و مدیریت درهم شکسته شده است، اما هنوز هم به لحاظ ذاتی اهمیت دارد.

رهبری تا حد زیادی به صورت یک فرد در حال برنامه ریزی برای افرادی که او را دنبال می‌کنند تعریف می‌شود، در حالی که مدیریت، مدیری را توصیف می‌کند که وضعیت را با افرادی که برای صاحب کسب و کار کار می‌کنند، حفظ می‌کند.

تفاوت بین آنها متضمن دو ذینفع است: مدیر یا رهبر و زیردستان یا پیروان آنها و دینامیک حرفه‌ای آنها. صاحبان کسب و کار موفق باید ویژگی‌های هر دو رهبر قوی و مدیر را برای متقاعد نمودن و هدایت تیم به سوی موفقیت داشته باشند.

برای بحث بیشتر در مورد تفاوت مدیر و رهبر در ادامه‌ی مطلب با ما با سایت همیشه به روز «مسیر ثروت به روش مجید صدر» همراه باشید.

  1. شما باید نقش یک رهبر را کسب کنید، اما همچنان وظایف یک مدیر را حفظ کنید

به طور پیش فرض، کارکنان سفارشات خود را به ناظران (مدیران) خود می‌دهند. این موضوع بیشتر به دلیل نقش یا رتبه نسبت به آنها به دلیل موقعیت آنها است و نه به عنوان یک انتخاب آگاهانه برای انجام این کار.

این ارتباط حرفه ای بین مدیر و زیردستان به بخش بزرگی برای انجام وظایف روزمره بدون به خطر انداختن وضعیت موجود بستگی دارد. با این حال، هنگامی که فشار و زور به حرکت می‌افتد، این پویایی می‌تواند به لرزه درآمده و تهدید شود.

اگر تیم‌ها سوء مدیریت یا بدرفتاری شوند، وفاداری آنها به سرعت می‌تواند کاهش یابد.

در حقیقت، نظرسنجی Harvard Business Review نشان می‌دهد که ۵۸ درصد کارمندان می‌گویند که آنها به غریبه‌ها بیشتر از رئیس خود اعتماد دارند.

بنابراین باید نقش یک رهبر را به عهده بگیرند تا اعتماد و احترام پیروان خود را کسب کنند. پیروان باید مجبور شوند در تصمیم گیری‌های خود به جای هر ساختار سلسله مراتبی، به رهبران خود احترام بگذارند.

همبستگی رهبری و مدیریت در این مورد این است که سعی کنید از قربانی کردن روابط حرفه‌ای در محل کار در میان مدیران و زیردستان اجتناب کنید، تا بتوانید هنوز هم زیردستان خود را مدیریت کنید به طوریکه پیروان شما بتوانند وظایفی خود را به طرز دلسوزانه‌ای انجام دهند.

الآن بخوانید!
۳ روش ساده برای هر هفته الهام بخشیدن به تیم خود

محول کردن کارها:

در کشمکش‌ها و چالش‌های تیم خود دخالت کنید. اطمینان حاصل کنید که هر کاری که شما به یکی از کارکنان خود محول می‌کنید، به این معنی است که شما می‌توانید در صورت نیاز به درک و ارائه پشتیبانی به کارکنان خود بپردازید. داشتن نقش در بازی یکی از نشانه‌های یک رهبر خوب است.

  1. یاد بگیرید که در هر دو عنوان موفق باشید

مدیریت معمولاً شامل یک رویکرد یک طرفه به ارتباطات است که گاهی اوقات منافع اعتماد و یادگیری تمام ذینفعان را خنثی می‌کند. این رابطه زمانی اتفاق می‌افتد که مدیر تنها کارشناس موضوع باشد در حالیکه هر کس دیگری عمدتاً پیاده سازی را پشتیبانی می‌کند.

این امر همچنین می‌تواند منجر به مدیریت بیش از حد شود. زیرا مدیران هنگام استفاده از قدرت کامل بر کار و کارمندان، به میکرو مدیریت می‌پردازند.

از سوی دیگر رهبری، دورنما را در بر می‌گیرد که پرسنل مدیریت شده ذاتاً توانایی دارند و توانایی‌هایی دارند که ممکن است برای انجام وظایف مختلف حتی مناسبتر از رهبر باشد. در واقع، رهبران می‌دانند که چه زمانی اعتراف کنند که همه چیز را نمی‌دانند و آنها هم می‌توانند اشتباه کنند.

یادگیری یک تمرین دو طرفه، پیروان را قادر می‌سازد تا جسارت بیشتری داشته باشند و در طول زمان، تضمین کننده‌ی تکامل این سازمان‌ها باشند. دانایی زمانی که این کار را انجام می‌دهند، بخش سختی است.

به عنوان یک مدیر، شما نیاز به انجام آموزش‌های منظم برای پر کردن کارمندان با مهارت‌ها و روش‌های لازم برای انجام وظایفشان هستید. به عنوان یک رهبر، شما باید ذهن خود را باز کنید تا اطمینان حاصل کنید که پتانسیل و خلاقیت در تیم و محل کار را خنثی نکنید و محیطی ایجاد کنید که ایده‌ها به صورت آزادانه به اشتراک گذاشته شوند.

محول کردن کارها:

به کار تیمی کارکنان خود و اعتماد به نفس آنها برای کارهایی که انجام می‌دهند و به مهارت‌های مختلف آنها اعتماد کنید. قبول کنید که شما همیشه ممکن نیست که در هر زمینه بهترین باشید و در عوض به دنبال کمک به تیم حرفه‌ای خود باشید.

الآن بخوانید!
۱۷ دلیل برای کار در کسب و کارهای کوچک نسبت به شرکت‌های بزرگ

یک محیط باز که در آن مردم نگران صحبت کردن نیستند، ایجاد کنید.

رهبری

  1. بیشتر و یا سریعتر بروید

یک ضرب المثل آفریقایی می‌گوید:

“اگر می‌خواهید سریع بروید، به تنهایی بروید. اگر می‌خواهید به دور بروید، با هم بروید.”

مدیران می‌توانند به طور کلی به عنوان یک اولویت در سبک مدیریت خود به دنبال بهره وری عمومی یا اهداف بلند و رفیع باشند.

مدیران به بهینه سازی وظایف برای کارایی و سرعت تمایل دارند، در حالی که کنترل خوبی در دست حفظ می‌کنند؛ در حالی که رهبران قصد دارند از کنترل خودداری کنند تا تیم‌ها بتوانند تصمیمات خود را به کار گیرند و راه را مطابق با دیدگاه‌هایشان تنظیم کنند.

به طور کلی در شرکت‌های کوچکتر و حتی تیم‌های بزرگتر، این ساختار برای تشویق رشد سریع و کارایی در فرآیندها کمک می‌کند. حقیقت این است که شما نمی‌توانید همه چیز را به تنهایی انجام دهید، رهبری یک تیم روشی برای حرکت با هم، بیشتر و سریعتر است.

به عنوان یک مدیر، مواردی وجود خواهد داشت که شما بایستی در بعضی موارد بی رحمانه با توجه به یک مسئله‌ی اولویتی که پیش رو دارید، به سرعت به خط پایان برسید. در مواقع دیگر، شما می‌خواهید تیم خود را به کار با هم برای پر کردن هر گونه شکاف در تجربه و یا کیفیت هدایت کنید.

این به معنی چرخش نقش بین دو عنوان است. و گاهی اوقات برای اینکه بتوانید آنها را به پیروی از دستورات شما راضی کنید، باید به آنها نشان دهید به جای اینکه به آنها بگویید. غلبه بر ترس از سخنرانی عمومی اولین قدم برای رسیدن به یک رهبر قابل اعتماد است.

به عنوان یک تمرینی که با تیم خود انجام می‌دهید، بر دستیابی به برتری و پیشرفت نظارت کنید. شما با هم سرسختانه کار می‌کنید، بذرها را می‌کارید و به آنها رسیدگی می‌کنید و سپس میوه‌ها را با هم جمع می‌کنید.

پیروان شما باید احساس کنند که در نتیجه‌ی پس از پیروزی سهمی دارند و همچنین به عنوان یک رهبر، باید به یاد داشته باشید که هیچ انسانی یک جزیره نیست.

رهبری

  1. سرمایه گذاری در افراد، نه تنها در روند

اگر بیش از حد تأکید بر فرآیندها و رسمیت وجود دارد، گاهی اوقات مدیریت می‌تواند منجر به انهدام انسانیت شود. مطالعات جهانی نشان می‌دهد که ۷۹ درصد از افرادی که کار خود را رها کرده‌اند، دلیل ترک آنها، “عدم قدردانی” بوده است.

الآن بخوانید!
بهترین سؤالات مصاحبه که کارفرمایان هنگام استخدام نخبگان باید بپرسند

بازی کردن نقش یک رهبر بسیار فراتر از دنبال کردن مراحل و یادگیری در مورد بهترین روش‌ها است. رهبری به معنی داشتن یک حس انسان دوستی و قابل اعتماد بودن است.

سعی کنید از کلمات خوب و مثبت در محیط کاری استفاده کنید، محیطی را ایجاد کنید که در آن برتری فقط به عنوان پاداش احساس می‌شود و زمینه‌ی کار و روابط انسانی که می‌توانید با تیم خود توسعه دهید را از بین نمی‌برد.

به عنوان یک مدیر، به سرمایه گذاری در فرآیندهای خوب که به خودی خود کار را به خوبی پیش می‌برند، سرمایه گذاری کنید تا سازمان بتواند مانند یک ماشین خوب روغنکاری شده کار کند. با این حال، فرآیندهای اصلی هنوز توسط انسانها طراحی شده‌اند و شما باید نقش رهبر را در نظر بگیرید تا انگیزه تیم خود را برای ابتکار عمل در انتقال این فرایندها به سطح بعدی تقویت کنید.

همه‌ی ما به دنبال رشد، معنی و پیشرفت فعال هستیم. به عنوان یک رهبر در سازمان خود، شما باید این را تشخیص دهید و زمینه‌ی کار را برپا کنید و جاده‌ای را پیش بگذارید تا اعضای تیم شما رشد کنند و احساس کنند که به عنوان انسان از آنها قدردانی می‌شود.

از نگاه کردن به مشکلات از پشت ذره بین متوقف شوید، اما به دیدن اینکه چگونه می توانید با آنها بدون در نظر گرفتن روحیه و رشد تیم خود مقابله کنید، شروع کنید.

سخن آخر

به طور خلاصه، مفهوم مدیر اجرایی یا کارآفرین مؤثر بودن بیش از صرفاً یک نقش یک مدیریت یا رهبری است. بلکه به معنی توسعه‌ی یک مأموریت یکپارچه است که تیم و شما با هم برای رسیدن به آن کار می‌کنید و ایجاد محیط رسمی برای آن مأموریت که بتواند به طور سیستماتیک اتفاق بیفتد.

در واقع، رهبران بزرگ معمولاً باید نیز باشند. گاهی اوقات تلاش برای تبدیل شدن به یک رهبر و مدیر قوی می‌تواند شبیه تلاش برای یک تک شاخ بودن ایده آل باشد. اگر شما گام‌های درست را به سمت آن بردارید، مطمئناً یک رشد چشمگیر، اما مثبت را مشاهده خواهید کرد.

منبع: lifehack

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 65 = 66