چگونه از والدین نوجوانان بودن لذت ببریم و به رشد هر چه بهتر فرزندانمان کمک کنیم؟

0

یکی از چالش‌هایی که همه‌ی با آن مواجه هستند، پاسخ این سؤال است: والدین خوب برای باید دارای چه ویژگی‌هایی باشند؟ یا به عبارت دیگر چه چیزی باعث پدر و مادر خوبی شدن برای می‌شود؟

امروز در این مطلب می‌خواهیم با شما در این مورد صحبت کنیم و اطلاعات و سرنخ‌های مفید و کاربردی را در اختیار شما قرار دهیم. نکته‌هایی که برایتان گردآوری کرده‌ایم به شما کمک خواهد کرد تا به عنوان والدین یک فرزند نوجوان، سال‌های نوجوانی فرزندتان را کاملاً مصالحت آمیز و به بهترین نحو بگذرانید. پس در ادامه‌ی مطلب با ما با سایت همیشه به روز «مسیر ثروت به روش مجید صدر» همراه باشید.

والدین نوجوانان

  1. بدانید که آنها چگونه می‌توانند شما را عصبانی کرده و از نفس بیاندازند

نوجوانان می‌دانند که چگونه دکمه‌ی عصبانیت والدینشان را فشار دهند. قبل از اینکه با آنها مشارکت داشته باشید، نقاط تحریک عصبانیت خود را بشناسید و روی آنها کار کنید. به عنوان یک قاعده کلی، اگر شما با همکارتان در نتوانید با زبان او صحبت کنید، با فرزند خود نیز نخواهید توانست با زبان خودش صحبت کنید.

هدف شما این است که به آنها کمک کنید تا بزرگسالان موفقی تبدیل شوند و این فرآیندی است که باید از هنگام تولد شروع شود. حتی اگر فرزندانتان کوچک هم باشند، می خواهید آنها بتوانند به نحو احسن ارتباط برقرار کنند تا بتوانند آنچه را که می‌خواهند، بدست بیاورند، فکر قوی و داشته باشند و توانایی زندگی در این دنیای بزرگ و مقابله با مشکلات را داشته باشند.

بنابراین شما باید الگوی خود باشید. و زدن دکمه‌ی نقاط حساس شما توسط آنها نباید به این راحتی باشد. به این منظور باید خودتان را خیلی خوب بشناسید و به آنها بشناسانید.

  1. درک کنید که چرا غر می‌زنند

شاید شما تعجب کنید که چرا آنها غر می‌زنند. به عنوان مثال وقتی که ۷ ساله بودند بهتر ارتباط برقرار می‌کردند.

نوجوانان در حال یادگیری هستند که چه کسی هستند (و بزرگسالان زیادی وجود دارد که هنوز هم نمی‌دانند!) بنابراین انتظار نداشته باشید که آنها رفتار مشابهی با زمانی را کوچک و بامزه بودند داشته باشند.

اگر شما در هنگام مخالفت با پیشنهادات کارهایی که می‌خواهند انجام دهند، با غر زدن و شکایت مواجه می‌شوید، به آنها نگویید: این بدترین ایده‌ی جهان است. بلکه از آنها بپرسید: خودت فکر کن ببین آیا این کار برای تو خوبه؟ خوبه که اینجوری زندگی کنی؟ که این رو بخوای؟

آنها در این سن با سؤالاتی مانند زیر مواجه هستند:

  • جایگاه من در این جهان کجاست؟
  • چه کاری می‌خواهم انجام دهم؟
  • چه چیزهایی باید آموزش ببینم؟
  • آیا من برای پیشرفت باید به شهر دیگری بروم؟
  • چگونه می‌توانم با مشکلات و موانع مقابله کنم؟

بسیاری از اینگونه سؤالات حتی برای هر یک از بزرگسالان نیز دلهره آورند چه برسد به نوجوانان. و اگر شما آگاهی لازم از مطالب علمی داشته باشید که مغز نوجوانان تا زمانی که به ۲۰ سالگی برسند کامل رشد نمی‌کنند، می توانید درک کنید که چرا شما ممکن است با فرزند نوجوان خود روزهای سختی را داشته باشید که گویی با یک اسب افسار گسیخته روبرو هستید!

از خودتان بپرسید که آیا می‌توانید با شرایط شغل، زندگی خانوادگی، دوستان و آشنایان خود، نوجوانتان را سر به راه و آرام کنید و هنوز هم در مغزتان فضایی برای پاسخ به سؤالات بزرگ زندگی پیدا کنید.

براساس تحقیقات سارا جین بلکمور (Sarah-Jayne Blakemore) که دارای آزمایشگاه تحقیقاتی بر پایه‌ی UCL در لندن دارد:

پاسخ این است: قشر جلویی مغز، که پاسخ‌های عاطفی را تنظیم می‌کند و مانع از ریسک پذیری می‌شود، در سنین نوجوانی در حال گذر از طریق تغییرات فیزیولوژیکی می‌باشد که برخی از نوجوانان با چنین روش‌هایی ظاهراً غیر قابل درک عمل می‌کنند.

وقتی کارکرد قشر جلویی مغز را در کنترل شناختی (برنامه ریزی، توجه، حل مسئله، نظارت بر خطا، تصمیم گیری، یادگیری اجتماعی و حافظه کاری) متوجه می‌شوید، می‌توانید توجیه شوید که چرا آنها فراموش کرده‌اند که ماشین لباسشویی پر را پس از تأکیدهای مککر شما خالی کنند یا این چنین غیر ملموس رفتار کنند.

  1. با احساسات خود کنار بیایید

آنها رشد می‌کنند و ناگزیر خانه‌ی پدری را ترک خواهند کرد. جملاتی که پس از جدا شدن فرزندتان از شما استفاده می‌کند، می‌تواند بسیاری از متون منفی داشته باشد. به عنوان مثال:

  • ای کاش آنها قدر مرا می‌دانستند.
  • آنها نمی‌دانند که در کردن من چقدر آسان بود.

در نهایت چنین جملاتی می‌تواند ما را به این سؤالات سوق دهد:

نقش من در زندگی فرزندم چیست؟ در آینده من کجای زندگی او خواهم بود؟

پس از زمان جلوتر نباشید و قدر این زمان حال را بدانید. چرا که محدود است.

به عنوان مثال وقتی پسرتان همسر مورد نظرش را انتخاب می‌کند، یادآوری اینکه این چهارشنبه سوری شاید آخرین چهارشنبه سوری من در خانه‌ی پدری باشد، شما را ناراحت کند.

شاید دشوار است که اعتراف کنید که نقش شما در این سن، تبدیل شدن به هماهنگی با الزامات است. اما پس از آن، به یاد می‌آورید که هنوز هم طیف وسیعی از موقعیت‌هایی که نیاز به پشتیبانی شما دارند، وجود دارد و البته، وظایف شما در قبال فرزندتان هنوز به پایان نرسیده است.

  1. به درب احترام بگذارید

در زندگی نوجوانان همه چیز در حال تغییر است و آنها نیاز به حریم شخصی دارند تا با مفاهیم جدید آشنا شوند؛ شما می‌خواهید سرسختانه او را به حالت همان کودک ناز بچگی‌اش حفظ کنید. وقتی از مدرسه درمی‌آید مستقیم به خانه بیاید و با یک نوازش کوچک همه‌ی چیزهایی که در مئرسه اتفاق افتاده را بگوید.

الآن بخوانید!
عزت نفس پایین چه نشانه هایی دارد؟ (قسمت دوم)

هنگامی که در اتاق آنها بسته است، احترام قائل شوید و قبل از ورود در را بزنید. این رفتار نشان می‌دهد که شما به حریم شخصی او احترام می‌گذارید. این حرکتهای بدون کلام کوچک می‌تواند باعث شروع به سخن گفتن نوجوان شما شود.

به همین ترتیب، شما هم دوست دارید که آنها به حریم خصوصی و زمان آرامش و استراحتتان احترام بگذارند. و هر چقدر شما احترام بیشتری قائل شوید، فرزندانتان بیشتر از شما احترام خواهند گذارد.

  1. کنترل را کمتر کنید 

از خودتان بپرسید:

چگونه و چه زمانی کنترل را رها خواهم کرد؟ با چه سرعتی؟ و چرا این مسئله مهم است؟

از آن سنین، کودکان ما خواب خوبی ندارند. ما در مورد خستگی آنها بحث می‌کنیم، و اینکه چه ساعتی می‌خواهند به رختخواب بروند؟

آنها در هر کارتونی که می‌بینند یا صحبت‌هایی که می‌شنوند با کلمات جدید و نامفهومی آشنا می‌شوند که گاهاً ترسناک بوده ذهن آنها را مشغول می‌کند و مانع خواب آنها می‌شود.

شما شبهایی با فرزندتان خواهید داشت که از شما سؤالاتی مانند این خواهند پرسید:

  • مامان هیولا یعنی چی؟ من احساس می‌کنم وقتی چشمامو می‌بندم یه هیولا توی اتاقم توی تاریکی ظاهر می‌شه و می‌خواد که منو بخوره.
  • مامان خدا کیه؟ چرا ما نمی‌بینیمش ولی باید از دستوراتش اطاعت کنیم؟

این نوع سؤالات، سؤالات مربیگری هستند که پاسخ دادنشان مسئولیتی دوباره را بر گردن شخص دیگری می‌گذارد. و این کمک می‎‌کند تا آنها گوش دادن به حرفهای بدن و احساس خود را یاد بگیرند که موضوعی مهم برای سال‌های نوجوانی است.

اگر شما به فرزند نوجوانتان کمک نکنید که به زبان بدن خود گوش دهند، نمی‌توانید انتظار داشته باشید که وقتی ۱۹ ساله شدند به طور جادویی برای سحر خیز بودن و حضور منظم در محل کار یا دانشگاه آمادگی داشته باشند.

  1. بازی کردن حتی در سنین نوجوانی خوب است

برخی از دختران در ۱۵ سالگی دوست دارند مانند بچه‌ها در یک استخر بپرند و بازی کنند. آیا اجازه‌ی این حرکتها به یک نوجوان داده می‌شود؟

فرض کنید که شما در یک باغ محصور هستید. در این صورت می‌توانید با هیجان جیغ بزنید، والیبال بازی کنید و هیچکس نمی‌تواند شما را ببیند تا در مورد بازی‌تان سخن چینی و قضاوت کند. در ۱۵ سالگی هنوز بازی مجاز است.

سعی نکنید فرزندتان را به داشتن رفتارهای بزرگتر از سنش تشویق و یا تنبیه کنید. هیچ عجله‌ای برای هر چه زودتر بزرگ شدن آنها نداشته باشید. اجازه دهید که فرزندتان اقتضای تمام سن‌هایش را تجربه کند.

آنها در این سن، ذهن خلاقانه‌ای دارند، بنابراین بازی آنها را توانایی و قوی می‌کند و از مزایای آن می‌توانند برای تمام عمرشان بهره ببرند.

  1. بدانید چه موقع باید افسار را شل کنید

رسانه‌های اجتماعی و تلفن‌ها به طور کلی می‌توانند یک سردرد عظیم برای والدین باشد.

وقتی به فرزندتان می‌گویید: تمام زندگی خودت رو با گوشی می‌گذرونی. از خودتان دلیلش را بپرسید.

آیا این به این دلیل است که از دنیای واقعی نفرت دارند و بازی با گوشی سرگرم کننده تر است؟ یا به احتمال زیاد آنها در دنیای مجازی با دوستان خود بدون توجه به جایی که هستند بیشتر می‌توانند وقت بگذرانند.

وقتی من بچه بودم، همیشه سرم توی کتاب بود. پدر و مادرم همیشه آخر هفته و روزهای تعطیل به من می‌گفتند: نمی‌خوای بری بیرون و با دوستات بازی کنی؟ من عاشق کتاب خواندن بودم. کتاب خواندن راهی برای فرار است، مکانی برای یادگیری است. مکانی برای آرام کردن افکار من است و هنگام خواندن نیازی نیست با کسی یا هر چیزی تعامل داشته باشم. امروزه گوشی نیز همان نقش را برای نوجوانان دارد.

والدین نوجوانان

به جای اینکه هروقت می‌خواهند از زمانشان استفاده کنند، به سرعت وقتشان را محدود و کنترل کنید، صحبتی در مورد اینکه چگونه فرزندتان دوست دارد از گوشی موبایلش استفاده کند و نحوه‌ی استفاده از آن برای حرکت در راستای این واقعیت که در محیط خانوادگی هستند داشته باشید.

می‌توانید از این جملات استفاده کنید: چطوری می‌تونیم برنامه‌تو طوری تنظیم کنیم که بیشتر دوستهاتو ببینی؟

شما با ترفندهای خیلی ساده می‌توانید از نحوه‌ی روابط فرزندتان با دوستانش آگاه شوید و با کلمات مناسب آنها را ترغیب کنید تا کل روز خود را با دوستانش برای شما تعریف کنند.

  1. زمان آفلاین بودن را آموزش دهید

امروزه دنیای ارتباطات برای کاهش احساس تنهایی بسیار عالی است، اما آنها همچنین می‌توانند این را پرسش را در ذهن ما ایجاد کنند که ما چه کسی هستیم و اعتماد به نفس را کاهش داده و اضطراب را افزایش می‌دهند.

الآن بخوانید!
۵ موضوع مهمی که باید قبل از ازدواج بحث شوند

گزارشی از سوی انجمن سلطنتی بهداشت عمومی در بریتانیا، ۱۵۰۰ نفر از جوانان ۱۴ تا ۲۴ ساله را مورد بررسی قرار داد تا تأثیر رسانه‌های اجتماعی بر مسائلی نظیر اضطراب، افسردگی، و تصویر بدن را تعیین کند. آنها دریافتند که یوتیوب تأثیرمثبتی داشته، در حالی که اینستاگرام، فیس بوک، توییتر و اسنپ چت همه تأثیرات منفی بر سلامت روان داشته‌اند.

  1. از خودتان بپرسید ” وقتی پدر و مادرتان چه چیزی به شما می‌گفتند بدتان می‌آمد؟”

به عنوان مثال من به خاطر دارم که پدرم یک قانون خوبی داشت و این بود که ما در شب‌های جمعه اجازه نداشتیم به هر دلیلی بیرون از خانه باشیم. او می‌گفت: شب جمعه شب خانواده است. من همیشه به اهمیت یک وعده غذایی که دور یک میز خورده می‌شد در حالی که همه از مسائل هفته‌ی گذشته صحبت می‌کردند، اعتقاد داشتم.

اما نوجوانان امروز می‌توانند مشتاق باشند که غذای خود را سریع رها کنند تا به تکالیف، بازی‌ها و یا دوستان آنلاین خود بازگردند. با این حال ما انتظار کمی از کل روز آنها داریم.

در عرض ۲۴ ساعت، دادن یک ساعت زمان غذا به پدر و مادر به نظر نمی‌رسد زمان زیادی باشد. این یک درخواست کاملاً منطقی است و تضمین می‌کند که شما به عنوان یک خانواده با هم زندگی می‌کنید و ارتباط قوی با هم دارید. معمولاً مکالمات خانوادگی سر سفره همواره شامل خنده و شوخی و بعضی از اختلافات شیرین بین خواهر و برادران هستند.

اگر بخواهید بخشی از زندگی نوجوانان خود باشید، علاقه خود را به علاقه مندی‌های او بیشتر کنید. در کارهای مورد علاقه‌ی فرزندتان مشارکت کنید. به عنوان مثال با او انتشار آهنگ‌های خوانند‌ه‌ی مورد علاقه‌اش را دنبال کنید و گوش دهید، حتی اگر اهل موسیقی پاپ و سبک‌های جدید نیستید. این رفتار به او نشان می‌دهد که شما به سرگرمی‌ها، علاقه‌ها، خواسته‌ها و … او احترام می‌گذارید.

اگر شما به آنها احترام قائل نشوید نمی‌توانید از آنها انتظار احترام داشته باشید. درسته؟ به همین دلیل حتی قانون تلفن نیز می‌تواند یک معافیت را بگیرد.

به عنوان مثال اگر آنها عادت به تماشای ویدئوهای خنده دار از یوتیوب دارند، اگر غذای خود را تمام کردید، پیشنهاد کنید که جالب‌ترین ویدئوها را به شما هم نشان دهد. بدین ترتیب حتی زمان اختصاص داده شده برای نشستن در کنار والدین در هنگام صرف غذا، حتی طولانی‌تر هم می‌شود. این یک مهارت زندگی با نوجوانان است که شما باید آنرا یاد بگیرید.

پس هیچ کاری نباید به یک نوجوان به زور تحمیل شود. شما باید با فرزندتان صحبت کنید و در مورد دلایلی که به نظرتان در کنار هم بودن با خانواده هنگام صرف غذا یا زمان‌های خاص مهم است را برای او تشریح کنید. و به آنها یاد دهید که چگونه به جای تحمل کردن آن دقایق یا ساعات می‌توانند از آن لذت ببرند.

  1. به یاد داشته باشید که هیچ گفتگوی بدون محدودیتی وجود ندارد

در حالی که ممکن است برای شما دلهره آور و شاید حتی کمی نگران کننده باشد، اگر برای پاسخ به سؤالات نوجوانان آماده نباشید، هر زمانی که آنها نیاز به پاسخ داشته باشند، آنلاین می‌شوند و به دنبال پاسخ سؤالات خود در اینترنت می‌گردند. و در دنیای آنلاین ۳۱ درصد از افراد یک داستان خبری جعلی را به اشتراک گذاشته‌اند.

یکی از والدین می‌گفت که آنها در مورد روابط جنسی با فرزند ۱۰ ساله‌ی خود صحبت نمی‌کردند. چرا که به نظر آنها صحبت کردن در مورد این قضیه در مقابل والدین کار درستی نیست.

به یاد داشته باشید، برای صحبت در این مورد با نوجوانان لازم نیست جزئیات گرافیکی باشد. پاسخ ساده معمولاً کافی است. و اگر شما با یک نوجوان پرسشگر و بسیار کنجکاو مواجه هستید، تعداد زیادی کتاب وجود دارد که به شما کمک می‌کند که تشریح موضوع را بدون از بین بردن حالت کودکی فرد به شما می‌آموزند.

به این ترتیب آنها با این روش بزرگ خواهند شد و می‌دانند که می‌توانند به شما اعتماد کنند و پاسخ‌های صادقانه و درستی را از شما بگیرند.

  1. مادر و پدر هم به فرزند نیاز دارند

نوجوانان باید یاد بگیرند که آنها مرکز جهان نیستند، اما به شیوه‌ای ظریف.  چرا که اکنون در حال حاضر، آنها احساس می‌کنند که هستند.

جملات خود را عاقلانه انتخاب کنید. شما می‌توانید بگویید: من احساس می‌کنم که من در این هفته کار زیادی داشتم، آیا احساس می‌‎کنی که می‌تونی از هر روشی به من کمک کنی؟ آیا از کارهای خانه چیزی هست که به نظرت بتونی کمک کنی؟

  1. استانداردهای خود را از دست ندهید

وقت مناسبی را برای بحث در مورد چیزهایی که احساس می‌کنید مهم است صرف کنید و مطمئن شوید که آنچه گفته‌اید را شنیده‌اند.

اطمینان حاصل کنید زمانی که از آنها می‌خواهید کاری را انجام دهند یا نیاز به دانستن چیزی دارید، شاهد داشته باشید. به این ترتیب همسرتان، دوست یا خواهر یا برادرشان می‌تواند پشت سر شما بگوید « می‌شنوی که مامان چی گفت؟» معمولاً یک جواب مبهم ” بله” می‌شنوید.

الآن بخوانید!
هنرمتقاعدسازی دیگران

یا از آنها بخواهید که پشت سر شما آن حرف یا خواسته را تکرار کنند. به این ترتیب، می‌دانند که از آنها چه چیزی خواسته شده است. به همین دلیل بهانه‌هایی که برای اینکه چرا این کار را انجام ندهند، حذف خواهد شد.

فقط به یاد داشته باشید اگر شما دارای استانداردها و ارزش‌هایی هستید، پس چیزهایی از آنها انتظار دارید. آمادگی برای گوش دادن به آنها و درک آنچه در این مورد احساس می‌کنند نیز، مهم است.

  1. بودجه‌ی مادر و پدر همیشه در اختیار فرزندان است، اما باید با شرایط و ضوابط همراه باشد

به این دلیل که فرزندتان نیاز دارد لازم نیست که به بانک بروید و درخواست وام برای خرید یک خانه یا تقبل هزینه‌های دانشجویی کنید. آنها را به درک گفتگوهای مالی و کلمات فنی عادت دهید.

به آنها جملات غیر قابل درکی مانند “شما باید ارزش پول را درک کنید” یا “وقتی که من اندازه‌ی شما بودم به پول احترام می‌گذاشتم” نگویید. چرا که آنها گوش نخواهند داد. از سوی دیگر، اگر شما چیزی را که مربوط به آنچه که آنها در جهان می‌خواهند بگویید. مثلاً بعد از بلند شدن از یک مهمانی (در اواخر شب) آخرین آلبوم خواننده‌ی مورد علاقه‌ی او را بگذارید و  بپرسید “خیلی خوشحال می‌شم که به تو در دستیابی به اهدافت کمک کنم؟ ”

دلیل آنکه پول تو جیبی کم می‌شود، نه به این دلیل است که ما والدین بدی هستیم، بلکه چون زمانی که آن آلبوم‌های یکی از خواننده‌های محبوب او بیش از حد قیمت گذاری شده‌اند نوجوان من هیجان زده شده و برای اینکه پول کافی برای خرید آن داشته باشد کمی کار کرده و با افتخار می‌گوید:

من چند روز در مغازه‌ی پدربزرگم روزهای تعطیل کمک کردم تا کمی پول خودمو بیشتر کنم و بتونم این آلبوم رو بخرم.

و این سطح عزم و اراده و فداکاری کوتاه مدت برای رسیدن به چیزهای که او دوست دارد به معنی این معنی است که ما توانسته‌ایم اصول اساسی زندگی را به او یاد دهیم. بدین ترتیب آنها ارزش پول را می‌دانند و می‌فهمند که انسان در هر سنی برای رسیدن به اهدافش باید تلاش کند.

  1. فرض نکنید آنچه را که مشاهده می‌کنید همان چیزی است که وجود دارد

بزرگترها همیشه احساسات واقعی خود را پنهان می‌کنند. گاهی اوقات آخرین چیزی که بچه‌هایتان از شما می‌خواهند، بودن در اتاقشان است، اما گاهی اوقات آنها یک چت و کسی که به آنها گوش می‌دهد را می‌خواهند.

قصی القلب نباشید. هنوز هم مراقب آنها باشید، اما به نشانه‌ها نیز توجه کنید:

  • بازی طولانی تر از معمول.
  • در تاریکی نشستن و بازی با گوشی.
  • عدم تمایل به غذا خوردن با شما
  • به خانه آمدن و پنهان شدن در اتاق بدون اینکه سلام بدهد
  • کم حصله تر از همیشه بودن
  • خوردن بیشتر یا کمتر

و بسیاری از این نوع موارد و شما فرزند خود را می‌شناسید. به حس ششم خود اعتماد کنید و اسلحه‌های خود را علناً به سمت نوجوان خود نگیرید. در این صورت شما با یک در اتاق کوبیده شده و یک صدای بلندی که داد می‌زند: مامان تو اشتباه فهمیدی و حتی فرصت دفاع هم نمی‌دی، مواجه خواهید شد.

در مورد نوجوانان همه چیز باید با زمان بندی و در وقت و موقعیت خود صحبت و عمل شود.

  1. افتخار کنید

به نقاط قوت فرزند خود فکر کنید و به آنها افتخار کنید. این موضوع در روزی که با دکمه‌های عصبانیت شما بازی می‌کنند به شما کمک خواهد کرد.

  1. آنها را تحت فشار قرار ندهید

بهتر است این موضوع را بدانید که تحت فشار قرار دادن فرزندانتان برای انجام کاری همیشه برعکس عمل می‌کند.

  1. مهارت‌های زندگی را بیاموزید

یاد دادن مهارت‎های پایه‌ای زندگی مانند نحوه‌ی دست دادن با کسی، نحوه‌ی سلام و احوالپرسی با کسی، تماس چشمی با مخاطب، مهم است و زبان بدن شما قبل از این که بتوانید صحبت کنید، می‌تواند خیلی چیزها به مردم بگوید.

این مهارت‌ها (و بسیاری دیگر) کمک می‌کند تا زمانی که احساس اعتماد به نفس نکنید گزینه‌های جدیدی را امتحان کنید.

  1. زمان‌هایی را برای تفریح اختصاص دهید

ما انتظار داریم که فرزندانمان استاندارد بالایی داشته باشند و ما را نا امید نکنند.

برای رسیدن به این انتظارات ما باید پیوند دوستی و همراهی با فرزندانمان ایجاد کنیم.

ما می‌توانیم یک بار در هفته شب را برای دیدن یک فیلم با محتوای طنز با کلی آجیل و تنقلات و ذرت با فرزندمان بگذرانیم.

شما می‌توانید در یکی از روزهایی که فرزندتان در اتاق خود مشغول تماشای فیلم است و نزدیک وقت ناهار یا سام، او را با یک قوطی پیتزای مورد علاقه‌اش غافلگیر کنید. بچه‌ها دوست دارند که روی تختخواب خود هنگام تماشای فیلم غذا بخورند. کاهی اوقات این اجازه را به آنها بدهید.

منبع: lifehack

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.