۷ استراتژی دیجیتال مارکتینگ و چگونگی برنامه ریزی برای کمپین خود

0

هیچ شکی وجود ندارد که در چشم انداز مدرن بخش بزرگی از استراتژی بازاریابی شما دیجیتال باشد. مصرف کنندگان و شرکت‌های تجاری تقریباً همیشه آنلاین هستند. و شما می‌خواهید قادر به رسیدن به آنها باشید و رفتار آنها را در جایی که آنها بیشتر وقت صرف می‌کنند نظاره کنید.

اما هنگامی که شما در حال رشد یک کسب و کار هستید، به نظر می‌رسد که این چشم انداز همیشه در حال توسعه می‌تواند به سرعت خسته کننده باشد. در حال حاضر به اندازه کافی تبلیغات و عوامل بازاریابی در همه جا وجود دارد. چگونه شما نیز قرار است استراتژی دیجیتال زیرکی را ایجاد، تنظیم و حفظ کنید؟

ما لیستی از هفت استراتژی را که بازاریابان می‌توانند برای کمک به سازگاری تیم‌ها و رشد کسب و کارهایشان استفاده کنند و همچنین یک دوره‌ی سقوط در معنای استراتژی دیجیتال و کمپین‌های بازاریابی، تدوین کرده‌ایم. سپس، مجموعه‌ای رایگان از قالب‌های بازاریابی محتوای دیجیتال را در انتهای این مطلب می‌توانید بردارید.

استراتژی دیجیتال مارکتینگ چیست؟

استراتژی دیجیتال مارکتینگ شما مجموعه‌ای از اقدامات است که به شما در دستیابی به اهداف شرکت خود از طریق کانالهای بازاریابی آنلاین با دقت انتخاب شده کمک می‌کنند. این کانالها شامل (هزینه دار)،اکتسابی و شخصی شرکت می‌باشند و همه می‌توانند از یک فعالیت مشترک در اطراف خط خاص کسب و کار حمایت کنند.

اصطلاح “استراتژی” ممکن است مرعوب کننده به نظر برسد، اما ایجاد یک استراتژی دیجیتالی مؤثر لازم نیست که دشوار باشد.

با عبارت‌های ساده، یک استراتژی صرفاً یک برنامه عمل برای رسیدن به یک هدف یا اهداف چندگانه‌ی مطلوب است. به عنوان مثال، هدف اصلی شما ممکن است منجر به تولید ۲۵٪ سرنخ بیشتر از طریق وب سایت شما در سال جاری نسبت به سال گذشته شود.

بسته به مقیاس کسب و کار شما، استراتژی دیجیتال مارکتینگ شما ممکن است شامل چندین استراتژی دیجیتال (هر کدام با اهداف متفاوت) و بسیاری از قطعات متحرک باشد. اما بازگشت به این روش ساده تفکر در مورد استراتژی می‌تواند به شما کمک کند تا به اهدافتان برسید.

با وجود ساده سازی اصطلاح “استراتژی”، هیچ شکی وجود ندارد که شاید شروع به ساختن یک استراتژی می‌تواند سخت باشد. بیایید ببینیم که یک کمپین دیجیتال مارکتینگ چگونه می‌شود و پس از آن، ما به این هفت بلوک سازنده پرش می‌کنیم تا به شما در ایجاد استراتژی دیجیتال مارکتینگ مؤثر و راه اندازی آن در کسب و کار شما برای موفقیت آنلاین کمک کنیم. در ادامه‌ی مطلب با ما با سایت همیشه به روز «مسیر ثروت به روش مجید صدر» همراه باشید.

کمپین چیست؟

شما ممکن است به راحتی استراتژی دیجیتال خود را با دیجیتال اشتباه بگیرید، اما در اینجا یاد می‌گیرید که چگونه این دو را تشخیص دهید.

همانطور که قبلاً ذکر شد، استراتژی دیجیتال شما مجموعه‌ای از اقداماتی است که برای کمک به دستیابی به هدف کلی خود انجام می‌دهید. کمپین‌های بازاریابی دیجیتال بلوک‌های سازنده یا اقداماتی در استراتژی شما هستند که شما را به سمت دستیابی به این هدف حرکت می‌دهد.

به عنوان مثال، ممکن است تصمیم بگیرید یک کمپین را برای به اشتراک گذاشتن تعدادی محتوای پرکاربرد خود در اجرا کنید تا سرنخ‌های بیشتری را از طریق آن کانال به دست آورید. این کمپین بخشی از استراتژی شما برای ‌های بیشتر است.

در ادامه چند نمونه‌ی دیگر شناخته شده از کمپین‌های بازاریابی دیجیتال و استراتژی‌هایی که از آنها استفاده می‌کنند، آورده شده است.

نمونه‌هایی از کمپین بازاریابی دیجیتال

  1. GoPro
  2.          Delta Airlines
  3.          Geico
  4.           Wayfair
  5.          Mastercard
  6.           ETF Securities
  7.            Red Bull

۱- GoPro

استراتژی دیجیتال: رسانه‌های اکتسابی، ویدیوی ساخته شده توسط کاربر

دوربین GoPro معروف برای نمایش فیلم از نقطه نظر به سبک‌های باور نکردنی است که همه گرفته شده از لنز فیش آی کلاسیک این شرکت است. آنچه شما ممکن است نمی‌دانید این است که بسیاری از محتوای ویدئویی که در کانال یوتیوب مشاهده می‌کنید توسط GoPro ساخته نشده، بلکه توسط بیشتر کاربران وفادار آن ساخته شده است.

GoPro با پرجمعیت کردن کانال یوتیوب خود با محتوای ویدئویی ساخته شده توسط کاربر، کل طرفداران خارج از منزل را تشویق می‌کند تا فیلم‌های شگفت انگیز از ماجراهای خود را ضبط کنند و آنها را آنلاین ارسال کنند(اغلب با اعتبار GoPro).

این کمپین بازاریابی دیجیتال ادامه دار از استفاده از ویدیو برای گسترش کلمه در مورد خط تولید محصول GoPro پشتیبانی کرده است. و بسیاری از محتواها توسط مشتریان خود این برند ایجاد می‌شود.

          ۲-      Delta Airlines

استراتژی دیجیتال: رسانه‌های شخصی، داستان‌های توییتر

شما نمی‌توانید به یک شرکت هواپیمایی به عنوان یک رهبر در دیجیتال مارکتینگ خلاق فکر کنید، اما داستان‌هایی را که می‌توانید در رسانه‌های اجتماعی به آنها بگویید (تأکید بر “داستان‌ها”) دست کم نگیرید.

Delta Air Lines یک کاربر حرفه‌ای و نیرومند در رسانه‌های اجتماعی، به ویژه در دسته توییتر خود است. این نام تجاری از این حساب استفاده می‌کند تا مسافران بالقوه را به روش‌های مختلفی درگیر کند که هم به موقع و هم احساسی تحریک می‌کنند.

ماه گذشته، به افتخار ماه آگاهی سرطان پستان، این شرکت شروع به اشتراک گذاشتن داستان‌های شخصی از کارکنان دلتا به طور مستقیم از طریق حساب توییتر شرکت کرد. در زیر نمونه‌ای از شروع یک موضوع داستان، آمده است.

به افتخار ماه آگاهی سرطان پستان، ما داستان‌هایی از بازماندگان و مبارزان سرطان در خانواده‌ی دلتا را به اشتراک می‌گذاریم.

آماندا راس (Amanda Ross)، سرپرست مراقبت از مشتری ۱۳ سال است که کارمند دلتا بوده و به طور فعال با سرطان سینه مبارزه می کند. آماندا راس، سرپرست مراقبت از مشتری، ۱۳ سال است که کارمند دلتا بوده و به طور فعال با سرطان سینه مبارزه می‌کند. در ادامه در مورد نبرد او بخوانید…

          ۳-   Geico

استراتژی دیجیتال: رسانه‌های پولی، تبلیغات YouTube قبل از شروع ویدئوها

همه چیزهایی که با شنیدن کلمه‌ی “Geico” باید به خاطر داشته باشید این است که می‌توانید ۱۵٪ یا بیشتر در بیمه‌ی اتومبیل خود صرفه جویی کنید. اما حتی یک شرکت با چنین شعاری به یاد ماندنی اگر کمپین بازاریابی آن بیش از حد طولانی باشد، می‌تواند خریداران خود را آزار دهد.

به همین دلیل Geico یک سری از تبلیغات پیش از نمایش ویدئو‌ها در YouTube را راه اندازی کرد که باید به خلاقانه بودن این نوع تبلیغات اعتراف کرد.

تبلیغات قبل از شروع ویدئوها (Preroll) یک شکل از محتوای هزینه دار در YouTube هستند که در آن شما به یوتیوب برای نشان دادن ۱۵ تا ۲۰ ثانیه تبلیغات پیش از ویدئوهایی که مخاطبان همان حضور دارند هزینه پرداخت می‌کنید.

در حالی که برخی از شرکت‌ها سعی می‌کنند تا پیام های طولانی خود را تا جایی که می‌توانند به آن اسلات کوتاهی جای دهند، Geico فرصتی را برای شوخی و سرگرمی با خود در زمان کوتاه خود در نظر می‌گیرد.

        ۴-    Wayfair

استراتژی دیجیتال: رسانه‌های شخصی، تگ‌های

Wayfair، یک فروشگاه داخلی و دکور تجاری است که یک استراتژی بصری واقعاً نوآورانه دارد. بگذارید فقط بگوییم عکس‌های آن فقط عکس نیستند.

اینستاگرام به شرکت‌ها فرصتی را برای نشان دادن طرف صمیمیتری از نام تجاری به فالوورهای خود، بلند کردن پرده در کسب و کار برای نشان دادن کارمندان و رویدادهایی که کسب و کار را سازماندهی می‌کند، ارائه می‌دهد. همچنین برای Wayfair، اینستاگرام فقط یک بازی فرهنگی نیست. بلکه یک صفحه‌ی خرید است.

استرتژی دیجیتال مارکتینگ

Wayfair با استفاده از تگ‌های محصولات در اینستاگرام، برخی از زیباترین تصاویر دکوراسیون داخلی خانه را گذاشته است، آنها را با برچسب‌های محصول و قیمت تگ زده است. این کمپین بازاریابی دیجیتال است که به مردم نشان می‌دهد دقیقاً قیمت هر کالا در عکس چقدر است. و به Wayfair کمک می‌کند تا خریدارانی را از حساب کاربری اینستاگرام خود به دست آورد.

         ۵-    Mastercard

استراتژی دیجیتال: رسانه‌های شخصی، وبلاگ سفرنامه

Mastercard نام تجاری خود را بر اساس داستان‌ها و ماجراهای که دارندگان کارت‌های مسترکارت می‌گویند، برپا می‌کند. اما کدام یک از برندهای مسافرتی بدون یک کمپین بازاریابی دیجیتالی مسافرتی مناسب هستند؟

Priceless Cities نام وبلاگ مسافرتی مستر کارت است. این وبلاگ به خوانندگان یک منبع سفر به همراه کارت‌های اعتباری می‌دهد که به مقاصد پرداختی این خوانندگان کمک می‌کند. می‌توانید از اینجا این وبلاگ را بررسی کنید.

        ۶-     ETF Securities

استراتژی دیجیتال: رسانه‌های پولی، محتوای حمایت شده در LinkedIn

ETF Securities یک سرویس کوچک مدیریت دارایی است که در استرالیا مدیران و سرمایه گذاران ثروتمند در اروپا را تأمین می‌کند. از آنجا که خدمات ارائه شده بسیار پیچیده است، این شرکت متوجه شد که مشتریان خود را بیشتر از LinkedIn می‌تواند پیدا کند و محتوای پرداخت شده پشتیبانی شده در این پلت فرم باعث ایجاد علاقه‌ی بیشتر به سرمایه گذاری می‌شود و به مشتریان تصمیم گیری‌های دقیق تر مالی کمک می‌کند.

استرتژی دیجیتال مارکتینگ

ETF Securities با استفاده از این کمپین دیجیتالی رشد ۹۵٪ هر ساله در فالورهای LinkedIn خود را مشاهده کرده است.

         ۷-    Red Bull

استراتژی دیجیتال: رسانه‌های شخصی، اخبار سبک زندگی

Red Bull برای حمایت از ورزشهای افراطی (extreme sports) بیشتر از نوشیدنی انرژی زایی که به فروش می‌رساند شناخته شده است. این یک تناسب طبیعی برای انواع افرادی است که نوشیدنی برای آنها جذاب است.

اما به جای ایجاد محتوای دیجیتال در صنعت نوشیدنی‌های انرژی زا، Red Bull تماشاگرانش را با مقالات و فیلم‌ها در مورد آخرین اتفاقات در جامعه‌ی ورزشی افراطی جذب می‌کند. در این کمپین بازاریابی دیجیتال، Red Bull به ما می‌آموزد که آنچه شما می‌فروشید همیشه استراتژی محتوای ایده آل نیست. بلکه این شیوه‌ی زندگی است که مشتریان شما را جذب می‌کند. می‌توانید سایت این شرکت را از اینجا ببینید.

مهم است که توجه داشته باشید حتی اگر یک کمپین طی چند سال به طول انجامد، این یک استراتژی کامل را نمی‌سازد. این تاکتیکی است که در کنار سایر کمپین‌ها برای حمایت از استراتژی بازاریابی بزرگتر قرار دارد.

به عنوان مثال، ETF Securities (ذکر شده در بالا) یک کمپین را برای افزایش فالوورهای خود در LinkedIn، با استفاده از استراتژی دیجیتالی محتوای حمایت شده (یک فرم رسانه‌ی پولی) میزبانی می‌کند. این کمپین استراتژیک ممکن است بخشی کوچک از استراتژی دیجیتال مارکتینگ بزرگتر باشد که منجر به تولید سرنخ بیشتر برای یکی از محصولات یا خطوط تجاری آن می‌شود.

اکنون که ما با اصول استراتژی دیجیتال و کمپین‌های بازاریابی دیجیتالی آشنا شدیم، بیایید با هم به نحوه‌ی ساخت استراتژی شما بپردازیم.

چگونه یک استراتژی دیجیتال مارکتینگ ایجاد کنیم؟

  1.            شخصیت خریداران خود را بسازید
  2.           اهداف و ابزار دیجیتال مارکتینگی را که نیاز دارید شناسایی کنید.
  3.             کانال‌های دیجیتال و دارایی‌های موجودتان را ارزیابی کنید.
  4.             کمپین‌های رسانه‌ای شخصی را بازرسی و برنامه ریزی کنید.
  5.             کمپین‌های رسانه‌ای اکتسابی خود را بازرسی و برنامه ریزی کنید.
  6.             کمپین‌های رسانه‌ای پولی خود را بازرسی و برنامه ریزی کنید.
  7.            همه را کنار هم بیاورید.

 

     ۱-     شخصیت خریداران خود را بسازید

برای هر استراتژی بازاریابی (آفلاین یا آنلاین) شما باید بدانید که برای چه کسی بازاریابی می‌کنید. بهترین استراتژی‌های دیجیتال مارکتینگ بر پایه‌ی شخصیت‌های خریدار ساخته شده است و اولین قدم شما ایجاد شخصیت خریداران است.

شخصیت خریداران مشتری‌های ایده آل شما را نشان می‌دهند و می‌توانند با تحقیق، نظر سنجی و مصاحبه با مخاطبان مورد هدف در کسب و کار شما ایجاد شوند. مهم است که توجه داشته باشید که این اطلاعات باید تا جایی که ممکن است بر اساس داده‌های واقعی باشد. زیرا فرضیه‌های مربوط به مخاطبان شما می‌تواند استراتژی بازاریابی شما را در مسیر اشتباه قرار دهد.

برای گردآوری تصویری از شخصیت خریداران، مخزن تحقیقاتی شما شامل ترکیبی از مشتریان، چشم اندازها و افرادی است که در بیرون از پایگاه داده مخاطبین شما قرار دارند که با مخاطبان مورد هدف شما منطبق هستند.

اما چه نوع اطلاعاتی باید از شخصیت خریدارانتان جمع آوری کنید که برای استراتژی دیجیتال مارکتینگ شما مفید باشد؟ این بستگی به کسب و کار شما دارد. و احتمالاً بسته به اینکه آیا شما B2B یا B2C هستید یا اینکه آیا محصولات شما قیمت بالا دارند یا پایین متفاوت خواهد بود.

در ادامه تعدادی از نقاط شروع وجود دارد. اما بستگی به کسب و کار خاص شما دارد که چگونه می‌خواهید آنها را به درستی تنظیم کنید.

اطلاعات کمیتی (یا جمعیت شناختی)

·         محل سکونت: شما می توانید از ابزارهای تجزیه و تحلیل وب مانند Google Analytics استفاده کنید تا بتوانید به راحتی مکان ترافیک وب سایت خود را مشخص کنید.

·         سن و سال: بسته به کسب و کار شما، این عامل ممکن است مربوط باشد و یا نباشد. بهتر است این اطلاعات را با شناسایی روند موجود در چشم اندازتان و پایگاه داده مشتری، جمع آوری کنید.

·         درآمد: بهتر است اطلاعات حساس مانند درآمد شخصی را در مصاحبه‌های تحقیقاتی شخصی جمع آوری کنید. چرا که افراد ممکن است مایل به به اشتراک گذاری آن از طریق فرم‌های آنلاین نباشند.

·         عنوان شغل: این عاملی است که شما می‌توانید یک ایده‌ی خام از پایگاه مشتری موجود خود دریافت کنید. و بیشتر مربوط به شرکت‌های B2B است.

اطلاعات کیفی (یا روانشناسی)

·         هدف: بسته به نیاز به محصول یا سرویس شما برای خدمت ایجاد شده است، شما شاید در حال حاضر ایده‌ی خوبی از اهدافی که شناخت شخصیت مشتریان به دنبال دستیابی است داشته باشید. با این حال، با صحبت کردن با مشتریان، و همچنین فروش داخلی و نمایندگان خدمات مشتری، بهتر است که فرض‌های خود را محکم کنید.

·         چالش‌ها: باز هم با مشتریان، فروشندگان و نمایندگان خدمات مشتری تماس بگیرید تا ایده‌ای از مشکلات رایج مخاطبانتان را بیابید.

·         سرگرمی‌ها و علاقه‌ها: با مشتریان و افرادی که با مخاطبان مورد نظر شما شباهت دارند صحبت کنید. برای مثال، اگر شما یک برند مد هستید، مفید است بدانید که آیا بخش‌ بزرگی از مخاطبان شما نیز علاقه مند به تناسب اندام و زیبا دیده شدن هستند. چرا که می‌توانند به ایجاد محتوا و مشارکت در آینده کمک کنند.

·         اولویت‌ها: با مشتریان و افرادی که با مخاطبان مورد نظر شما هماهنگی دارند صحبت کنید تا بفهمید که در رابطه با کسب و کار شما چه چیزی برای آنها بیشترین اهمیت را دارد. برای مثال، اگر شما یک شرکت نرم افزاری B2B هستید، دانستن اینکه برای مخاطبان شما ارزش پشتیبانی مشتری بیشتر از قیمت رقابتی است، اطلاعات بسیار ارزشمندی است.

این اطلاعات را گردآوری کنید و یک یا چند شخصیت شبیه را ایجاد کنید و اطمینان حاصل کنید که آنها در هسته‌ی استراتژی دیجیتال مارکتینگ شما قرار دارند.

      ۲-     اهداف و ابزار دیجیتال مارکتینگی را که نیاز دارید شناسایی کنید.

اهداف بازاریابی شما همیشه باید به اهداف اساسی کسب و کار متصل شوند. به عنوان مثال، اگر هدف کسب و کار شما آنلاین تا ۲۰٪ باشد، هدف شما به عنوان یک بازاریاب باید تولید ۵۰ درصد سرنخ بیشتر نسبت به سال گذشته از وب سایت باشد تا بتوانید به این موفقیت کمک کنید.

هدف اصلی شما هر چه باشد، باید بدانید که چگونه آن را اندازه گیری کنید. و مهمتر از آن، در واقع قادر به اندازه گیری آن باشید (برای مثال، ابزار دیجیتال مارکتینگ مناسب برای این کار را در اختیار داشته باشید).

اینکه چگونه کارآیی استراتژی دیجیتال خود را اندازه گیری کنید برای هر کسب و کار متفاوت بوده و وابسته به هدف (های) شما است. اما حصول اطمینان از این که می‌توانید این کار را انجام دهید، حیاتی است. زیرا این معیارها هستند که به شما در تنظیم استراتژیتان در آینده کمک خواهند کرد.

به عنوان مثال اگر شما مشتری نرم افزار HubSpot هستید، افزونه Reporting در نرم افزار HubSpot به شما تمام اطلاعات مربوط به بازاریابی و فروش را در یک جا نشان می‌دهد. بنابراین شما می‌توانید به سرعت تعیین کنید که چه چیزی کار می‌کند و چه چیزی نمی‌کند.

        ۳-    کانال‌های دیجیتال و دارایی‌های موجودتان را ارزیابی کنید.

با در نظر گرفتن کانال‌های بازاریابی دیجیتال موجود یا دارایی‌هایتان برای ترکیب در استراتژی خود، ابتدا بهتر است تصویر بزرگتری را در نظر بگیرید تا از دستپاچه شدن جلوگیری شود. چارچوب متعلق به خود، به دست آمده و پولی به شما کمک می‌کند تا “ابزار”، دارایی‌ها یا کانال‌های دیجیتالی که در حال حاضر استفاده می‌کنید دسته بندی کنید.

رسانه های شخصی

این مورد به دارایی‌های دیجیتالی اشاره دارد که متعلق به برند یا شرکت شما است. فرقی نمی‌کند آیا این وب سایت شما، پروفایل‌های رسانه‌های اجتماعی، محتوای وبلاگ یا تصاویر باشد. منظور کانال‌های متعلق به شما هستند که کسب و کار شما کنترل کامل بر آنها دارد. این می‌تواند شامل برخی از محتواهای خارج از سایت باشد که شما مالک آن هستید، اما در وب سایت شما میزبانی نمی‌شود، مانند یک وبلاگ که در Medium منتشر می‌کنید.

رسانه‌های اکتسابی

به سادگی، رسانه‌های اکتسابی اشاره به ارائه‌ی شما را از طریق کلمه از دهان اشاره دارد. این می‌تواند محتوایی که در وبسایتهای دیگر (مثلا پستهای مهمان) توزیع کرده‌اید، کارهای PR (روابط عمومی)کاری که انجام داده‌اید، یا تجربه مشتریانی که شما تحویل داده اید باشد. رسانه‌های اکتسابی، به رسمیت شناخته شدن شما به عنوان یک نتیجه از کارهایی که انجام داده‌اید است. شما می‌توانید با ذکر نام‌های مطبوعات، بررسی‌های مثبت و افراد دیگر که محتوای خود را در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارند، کسب رسانه‌ی به دست آمده کنید.

رسانه‌ی پولی

رسانه‌ی پولی، با نامش معنی خود را نشان می‌دهد. و اشاره به هر ابزار یا کانالی دارد که شما برای جلب توجه خریداران کسب و کار خود برای آن پول خرج می‌کنید. این رسانه شامل مواردی مانند ، پست‌های رسانه‌های اجتماعی پولی، تبلیغات بومی (مانند پست‌های پشتیبانی شده در وب سایت‌های دیگر) و هر رسانه‌ی دیگری که برای دیده شدن به طور مستقیم پرداخت می‌کنید می‌تواند باشد.

آنچه که دارید جمع آوری کنید. و هر ابزار یا داشته‌های خود را در یک صفحه‌ی گسترده (مانند فایل اکسل) طبقه بندی کنید، به طوری که شما تصویری روشن از رسانه‌های شخصی، اکتسابی و پولی‌تان داشته باشید.

استراتژی دیجیتال مارکتینگ شما ممکن است عناصری از هر سه کانال را ترکیب کند، همه با یکدیگر کار کنند تا به شما در دستیابی به هدف‌تان کمک کنند. به عنوان مثال، ممکن است یک قطعه محتوا در صفحه اصلی در وبسایت خود داشته باشید که برای کمک به تولید سرنخ ایجاد شده است. برای تقویت تعداد سرنخ‌هایی که محتوا ایجاد می‌کند، شما می‌توانید یک تلاش واقعی برای به اشتراک گذاری محتوا کنید. به این معنی که دیگران آن را از طریق پروفایل‌های رسانه شخصی شما توزیع کنند و در نتیجه ترافیک به صفحه‌ی وب سایت شما افزایش یابد. این جزء عناصر رسانه‌های اکتسابی است. برای حمایت از موفقیت محتوا، شما ممکن است در مورد محتوا به صفحه‌ی فیس بوک خود ارسال کرده و برای اینکه توسط افراد بیشتری از مخاطبان مورد هدف مشاهده شود هزینه پرداخت کرده‌اید.

این دقیقاً روشی است که هر سه رسانه می‌توانند با هم کار کنند تا هدف شما را برآورده کنند. البته، استفاده از سه مورد اجباری نیست. اگر رسانه های متعلق به خود و به دست آمده موفق باشند، ممکن است نیازی به سرمایه گذاری در رسانه‌ی پولی نباشد. همه چیز بستگی به ارزیابی بهترین راهکار برای رسیدن به هدف شما است. و می‌توانید کانال‌هایی را که برای کسب و کار شما مناسب تر است به استراتژی دیجیتال مارکتینگ خود اضافه کنید.

حالا که می‌‎دانید از چه چیزهایی باید استفاده کنید، می توانید به فکر کردن در مورد آنچه که باید نگه دارید و آنچه که باید حدف کنید، شروع کنید.

       ۴-    کمپین‌های رسانه‌ای شخصی را بازرسی و برنامه ریزی کنید.

در قلب بازاریابی دیجیتال رسانه‌های شخصی (متعلق به شما) هستند که تقریبا همیشه شکل محتوایی را به خود می‌گیرند. هر پیغام تبلیغاتی شما به طور کلی می‌تواند به عنوان محتوا طبقه بندی شود، فرقی نمی‌کند که آیا این صفحه «درباره ما»، توضیحات محصول، پست‌های وبلاگ، کتاب‌های الکترونیکی، اطلاعات اینفوگرافیک یا پست‌های رسانه‌های اجتماعی است. محتوا به شما کمک می‌کند تا بازدید کنندگان وب سایت خود را به سرنخ‌ها و مشتریان منتقل کنید و به بهبود پروفایل برند خود در اینترنت کمک کنید. و هنگامی که وب سایت بهینه سازی شد، همچنین می‌توانید هر کاری را که برای جستجوی ترافیک ارگانیک نیاز است انجام دهید. هدف شما هر چیزی که باشد، باید از محتوای متعلق به خود در استراتژی دیجیتال مارکتینگ خود استفاده کنید.

برای ساخت استراتژی دیجیتال مارکتینگ خود، باید تصمیم بگیرید که چه محتوایی به شما کمک می‌کند تا به اهداف خود برسید. اگر هدف شما این است که ۵۰٪ سرنخ بیشتر از طریق وب سایت نسبت به سال گذشته کسب کنید، بعید است که افزایش ترافیک صفحه‌ی «درباره ما» در استراتژی شما گنجانده شود.

احتمال دارد یک کتاب الکترونیکی که در یک فرم در وب سایت‌تان وجود داشته باشد، منجر به ایجاد سرنخ بیشتری شود. و در نتیجه، ممکن است گذاشتن کتاب الکترونیکی کاری است که می‌خواهید بیشتر انجام دهید.

در ادامه یک روند مختصر برای دنبال کردن این نکته آورده شده است که محتوای مورد نیاز شما برای دستیابی به اهداف دیجیتال مارکتینگ چیست؟

محتوای موجود خود را بازرسی کنید

لیستی از محتوای موجود خود را ایجاد کنید و هر مورد را با توجه به آنچه قبلاً بهترین کار را در ارتباط با اهداف فعلی انجام داده‌اند رتبه بندی کنید. برای مثال، اگر هدف شما تولید سرنخ باشد، مثلاً آنهایی را رتبه بندی کنید که بیشترین سرنخ را در سال گذشته ایجاد کرده‌اند. این آیتم ممکن است پست وبلاگ خاص، یک کتاب الکترونیکی، یا حتی یک صفحه خاص در وب سایت شما باشد.

ایده‌ی اصلی این است که کشف کنید چه چیزی در حال حاضر کار می‌کند و چه چیزی نمی‌کند. به طوری که شما بتوانید خود را برای موفقیت در برنامه ریزی محتوای آینده تنظیم کنید.

شکاف در محتوای موجودتان را شناسایی کنید

بر اساس شخصیت خریدارتان، هر گونه شکاف در محتوایتان را شناسایی کنید. به عنوان مثال اگر شما یک شرکت آموزشی تدریس ریاضی هستید و در تحقیقات مخاطبان خود کشف کرده‌اید که یکی از بزرگترین چالش های مشتریان شما یافتن روش‌های جالب برای مطالعه است، اما شما هیچ محتوایی را ندارید که در مورد نگرانی آنها صحبت کند، پس شما باید به دنبال ایجاد محتوایی با این مضمون باشید.

با نگاهی به محتوا، شما ممکن است کشف کنید که کتابهای الکترونیکی میزبانی شده در نوع خاصی از صفحه‌ی فرود واقعاً برای ترا فیک وب سایت شما خوب است (به عنوان مثال خیلی بهتر از وبینارها). در مورد این شرکت آموزش ریاضی، شما باید تصمیم اضافه کردن یک کتاب در مورد “چگونه مطالعه را جالب‌تر کنیم” به برنامه‌های ایجاد محتوای خود بگنجانید.

یک طرح ایجاد محتوا ایجاد کنید

بر اساس یافته‌هایتان و شکافهایی که شناسایی کرده اید، یک طرح ایجاد محتوا را تهیه کنید که حاوی مطالب مورد نیاز برای کمک به شما در دستیابی به اهداف شما است. این طرح می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  •          عنوان
  •          فرمت
  •          هدف
  •          کانال‌های تبلیغاتی
  •          چرا شما آن را ایجاد می‌کنید (به عنوان مثال، “ Marketing Mollyبرای پیدا کردن وقت برای طراحی محتوای وبلاگ خود برنامه ریزی می‌کند، بنابراین ما یک قالب تقویم ویراستاری ایجاد می‌کنیم”)
  •            سطح اولویت (برای کمک به شما در تصمیم گیری در مورد آنچه که به شما بیشترین بازدهی را می‌دهد)

این مطالب می‌تواند در یک صفحه‌ی گسترده (فایل اکسل) ساده باشند. همچنین باید اطلاعات بودجه را در صورت تخصیص منابع به خارج از سایت، یا برآورد زمانی اگر خودتان محتوا را تولید می‌کنید، شامل باشد.

        ۵-    کمپین‌های رسانه‌ای اکتسابی خود را بازرسی و برنامه ریزی کنید.

ارزیابی رسانه‌های اکتسابی قبلی خود در برابر اهداف فعلی می‌تواند به شما کمک کند تا بدانید کجا باید زمان خود را متمرکز کنید. به جایی که ترافیک و سرنخ‌های شما آمده (اگر هدف شماست) نگاه کنید، و هر منبع رسانه‌ای اکتسابی را از مؤثرترین تا کم تأثیرترین، رتبه بندی کنید.

شما می‌توانید این اطلاعات را از ابزارهایی مانند Google Analytics دریافت کنید.

ممکن است متوجه شوید که مقاله خاصی که در مورد صنعت منتشر کرده‌اید، تعداد زیادی ترافیک را به وب سایت شما منتقل کرده است. یا ممکن است کشف کنید که LinkedIn جایی است که اکثر مردم محتوای خود را به اشتراک می‌گذارند، که به نوبه خود باعث ترافیک زیادی می‌شود.

ایده‌ی اصلی در اینجا این است که یک تصویر از آنچه که رسانه‌های اکتسابی به شما کمک می‌کنند تا به اهداف خود برسید داشته باشید. و آنچه بر اساس داده‌های تاریخی نیست، ایجاد کنید.

اما اگر چیزی جدیدی وجود دارد که می‌خواهید امتحان کنید، منفی فکر نکنید. زیرا هنوز آزمایش نشده است.

        ۶-    کمپین‌های رسانه‌ای پولی خود را بازرسی و برنامه ریزی کنید.

این فرآیند شامل بسیاری از فرآیندهای مشابه با دو رسانه‌ی بالا می‌شود: برای ارزیابی اطلاعات موجود در رسانه‌های پولی خود در هر پلت فرمی (مانند گوگل ادوردز، فیس بوک، توییتر و غیره)، باید بدانید که چه چیزی ممکن است به شما در دستیابی به اهداف فعلی‌تان کمک کند.

به عنوان مثال اگر پول زیادی در ادوردز خرج کرده‌اید و نتایجی را که انتظار داشتید مشاهده نکرده‌اید، شاید زمان آن باشد که رویکرد خود را اصلاح کنید یا آن را به طور کامل رها کنید و تمرکز خود را بر روی یک پلت فرم دیگری که به نظر می‌رسد نتایج خوبی داشته باشد بدهید.

در پایان این فرآیند، شما باید یک ایده‌ی روشنی را در مورد پلت فرم‌های پرداخت پولی که می‌خواهید برای ادامه استفاده کنید داشته باشید و اگر یکی از آنها را نمی‌خواهید از استراتژی خود حذف کنید.

       ۷-  همه را کنار هم بیاورید.

شما تا به اینجا برنامه ریزی و تحقیق را انجام داده‌اید و اکنون یک دیدگاه جامع از عناصری که می‌خواهید استراتژی دیجیتال مارکتینگ شما را بسازند تهیه کردید. در زیر آنچه که باید تا کنون داشته باشید لیست شده است:

  1.                 مشخصات واضح از شخصیت خریداران (بازدید کنندگان) شما
  2.                یک یا چند هدف خاص بازاریابی
  3.            فهرست موجودی رسانه‌های شخصی، اکتسابی و پولی
  4.               یک بررسی از رسانه‌های شخصی، اکتسابی و پولی رسانه شما
  5.           یک برنامه ایجاد محتوای متعلق به خود یا لیست دلخواه

اکنون وقت آن است که همه‌ی اینها را با هم ترکیب کنیم تا یک سند استراتژی یکپارچه ایجاد کنیم. بیایید دوباره به معنی استراتژی دیجیتال باز گردیم: مجموعه‌ای از اقداماتی که می‌خواهند به شما در دستیابی به اهداف‌تان با استفاده از بازاریابی آنلاین کمک کنند.

با استفاده از این تعریف، سند استراتژی شما باید بر اساس تحقیقات شما در این مرحله مجموعه‌ای از اقداماتی را که برای رسیدن به اهداف خود باید انجام دهید را تعیین کند. یک صفحه‌ی گسترده فرمت کارآمد است. و به خاطر انطباق، شما ممکن است ساده ترین شکل را با توجه به چارچوب رسانه‌ای شخصی، اکتسابی و پولی که تا کنون استفاده کردیم را انتخاب کنید.

شما همچنین نیاز به برنامه ریزی استراتژی خود برای یک دوره طولانی تر دارید. به طور معمول، چیزی شبیه به ۱۲ ماه یک نقطه شروع خوبی است. بسته به اینکه کسب و کار شما چگونه تنظیم شده است.

به این ترتیب می‌توانید زمانی که اجرای هر یک از اعمال را انجام می‌دهید، روی هم قرار دهید. برای مثال:

  •           در ماه ژانویه، شما ممکن است یک وبلاگ ایجاد کنید که به طور مستمر به صورت یک بار در هفته در کل سال به روز می شود.
  •          در ماه مارس، شما ممکن است یک کتاب الکترونیکی جدید همراه با ارتقاء پرداخت در سایت بارگذاری کنید.
  •         در ماه ژوئیه، شما ممکن است برای بزرگترین ماه کسب و کارتان آماده باشید. شما امیدوارید که چه چیزی را در این نقطه مشاهده کنید که محتوای مورد نظر شما را برای حمایت از آن تحت تأثیر قرار می‌دهد؟
  •          در سپتامبر، شما ممکن است قصد داشته باشید که در رسانه‌های اکتسابی از طریق PR (روابط عمومی) به ترافیک اضافی تمرکز کنید.

با استفاده از این رویکرد، شما همچنین یک جدول زمانی ساختار یافته برای فعالیت خود ایجاد خواهید کرد که به برنامه‌های شما در ارتباط با همکارانتان کمک خواهد کرد.

راه موفقیت شما در استراتژی دیجیتال مارکتینگ

سند راهبردی شما برای کسب و کار شما بسیار شخصی خواهد بود، به همین دلیل است که ایجاد یک قالب استراتژی مارکتینگ مناسب برای همه‌ی ما تقریباً غیرممکن است.

به یاد داشته باشید هدف سند استراتژی شما این است که نقشه‌های اقداماتی را که می‌خواهید برای رسیدن به هدف خود در طول یک دوره‌ی زمانی را نشان دهد. تا زمانی که این ارتباط را برقرار کنید، بنویسید و سپس به اصول اولیه ایجاد یک استراتژی دیجیتالی خواهید رسید.

 منبع: hubspot

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.