۵ دلیل برای متوقف کردن بحث درباره تعادل کار و زندگی

0

ناز بهشتی (Naz Beheshti) به عنوان یک مربی و مشاور سلامت اجرایی، رهبران را قادر می‌سازد تا از طریق تغییر رفتار و طرز فکر به بالاترین توانایی خود برای خلاقیت، سرزندگی، انرژی بالا و موفقیت برسند. شرکت ناز یعنی پاراناناز، به سازمانها کمک میکند تا فرهنگ، تعامل کارکنان و رفاه و نتایج شرکت‌ها را که در ذهن، علوم اعصاب و روانشناسی مثبت ریشه دارد، بهبود بخشد. مقاله‌‌ی زیر در مورد تعادل کار و زندگی را او از زبان خود نوشته است. در ادامه برای خواندن ایم مقاله‌ی پر بار با ما همراه باشید.

تعادل کار و زندگی

من درک می‌کنم که چرا مردم در مورد تعادل کار و زندگی صحبت می‌کنند. با این حال، تعادل کار و زندگی تلاشی ضعیف است تا به ما کمک کند که به زندگی شادتر و پربارتر هدایت شویم.

من به افکار احترام می‌گذارم اما با رویکرد مخالف هستم. قرار دادن یک بحث در مورد چگونگی هدایت یک زندگی شایسته در مورد تعادل کار و زندگی، این علامت را از دست می‌دهد و ما را ناامید می‌کند. ما باید از هدر دادن زمان خود با دویدن به دنبال چیزی که وجود ندارد متوقف شویم. در بهترین حالت ما برای یک هدف متحرک تلاش می‌کنیم.

تعادل کار و زندگی

به عنوان یک مربی سلامت اجرایی، من متوجه شده‌ام که چرا گفتگوهای تعادل کار و زندگی کوتاه است و تغییر مدل و الگو را پیشنهاد می‌کند. من یک شیوه‌ای واقع بینانه و معنی دار برای رویکرد تعادل کار و زندگی به طور کلی ارائه می‌دهم. در ادامه‌ی مطلب با ما با سایت همیشه به روز «مسیر ثروت به روش مجید صدر»  همراه باشید.

  1. زندگی یک نمودار دایره‌ای نیست.

عبارت تعادل کار و زندگی یک نمودار دایره‌ای مرتب را در ذهن تداعی می‌کند. یک نمودار دایره‌ای کامل یک بازی حاصل جمع صفر را ایجاد می‌کند که در آن اضافه کردن به یک برش از دایره به معنای دور شدن از مقدار دیگراست. در حالیکه زندگی مانند نمودار دایره‌ای نیست.

اگر ما تکه‌هایی از یک سیب را برای خانواده‌مان برش می‌دهیم، انجام این کار به روش متعادل به معنی تقسیم آن با برش‌های مساوی است. آیا سیب کار و زندگی ما ۵۰/۵۰ تقسیم خواهد شد، یا حتی به سه سهم برای کار، روابط و مراقبت از خود تقسیم خواهد شد؟ آیا چنین تقسیماتی واقعی و قابل دستیابی یا حتی مطلوب است؟

  1. زندگی در جریان است.

یکی از دلایل اینکه استعاره‌ی نمودار دایره‌ای درست نیست، این است که زندگی سیال است و بی نهایت قابل تغییر است. ترکیب بین کار و بقیه‌ی زندگی ما بسیار متغیر است.

الآن بخوانید!
۵ قانون مهم برای تبدیل روابط کاری به دوستی واقعی

مثلاً ما در صورت مواجه شدن با مهلت مقرر یا زمانی که ما خدمات مالی ارائه می‌دهیم، به سمت کار حرکت می‌کنیم و زندگی خود را وقف کار می‌کنیم. در عوض هنگامی که در دوران بارداری یا ازدواج، بیماری و یا در تعطیلات هستیم، از کار دور می‌شویم و از چارچوب کار خارج می‌شویم.

آیا این بدان معناست که ما یک هفته تعادل کار و زندگی داشته و به طور ناگهانی هفته‌ی بعدی از تعادل فاصله می‌گیریم؟ نه. ما فقط به خواسته‌ها و سرعت‌های متغیر زندگی پاسخ می‌دهیم.

زندگی اتفاق می‌افتد. مانند فصل‌ها. فصل‌ها همچنین می‌تواند رابطه بین کار و زندگی را تحت تأثیر قرار دهند. کار و هر جنبه‌ای دیگر از زندگی ما حرکت می‌کند و جریان می‌یابد.

کار و زندگی را در یک مقیاس قراردادن و آنها را در تعادل یا عدم تعادل اعلام کردن زندگی را بی ثمر می‌کند. ما باید ترکیبی بهینه را برای آن لحظه و وضعیت خاص پیدا کنیم.

  1. کار و زندگی دو مبحث مجزا نیستند.

شما نمی‌توانید دو چیز را که جدایی ناپذیر هستند، متعادل کنید. یکی از نتایج ناگوار بحث و گفتگو در مورد تعادل کار و زندگی این است که ما را تشویق می‌کند تا زندگی‌مان را بخش بندی کنیم، در حالیکه برای بسیاری از افراد این اجزا از بسیاری جهات به هم وابسته هستند.

کار را نمی توان با زندگی جدا کرد و یا این دو را متعادل کرد، زیرا کار بخش بزرگی از زندگی ماست. یک سوم زندگی ما در کار می‌گذرد. اهمیت کار به طور غیر قابل انکاری از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

برای برخی از افراد کار فقط یک کار است. برای برخی دیگر، کار بخش مهمی از هویت ما است. اگر شما ۶۰ ساعت در ماه یا حتی بیشتر را در شغلی که دوست دارید صرف می‌کنید، آیا باید احساس گناه کنید. زیرا زندگی شما نامتعادل شده یا احساس قدردانی کنید که کاری را که دوست دارید انجام داده‌اید؟

الآن بخوانید!
توسعه‌ی شخصی چیست؟

نسل جدید هزاره‌ی دوم به ویژه، زندگی و کار را به صورت جداگانه نمی‌بینند. در حقیقت آنها عمداً به دنبال راه‌هایی برای محو کردن خطوط بین این دو هستند.

این به این معنی نیست که آنها معتاد به کار هستند. این بدین معنی است که آنها کار و زندگی را به صورت یکپارچه می‌بینند. آنها به دنبال معنا، هدف و تحقق در کل بسته‌ی کار و زندگی هستند. صحبت کردن درباره تعادل کار و زندگی با متخصصان جوان امروز منطقی نیست.

تعادل کار و زندگی

  1. زمان در مورد کیفیت است، نه کمیت.

قاعده کلی که ۲۰ درصد از فعالیت ما ۸۰ درصد از نتایج ما را نشان می‌دهد، یک نشانه واضح است که ارزش زمان به بهترین شکل با کیفیت چگونگی استفاده از آن سنجش می‌شود. اندازه‌گیری روزهای ما با ساعت روش اشتباهی برای نگهداری امتیاز است.

رئیس سابق من استیو جابز، بر کیفیت بیش از کمیت تأکید می‌کرد. جلسات او متمرکز بود، زمان آگاهانه مدیریت می‌شد و حداقل تعداد شرکت کنندگان(بدون تماشاگر) را داشت.

او به طور کامل متمرکز به کار بود و از همه‌ی افراد دیگر در جلسه هم این انتظار را داشت. او زمان خود را صرف تمرکز بر کیفیت محصولات اپل و سود مالی کرد که باعث شد اپل تبدیل به اولین شرکت تریلیون دلاری شود.

هنگامی که ما بر روی کیفیت بیش از کمیت تمرکز می‌کنیم، یک روز کاری چهار ساعته می‌تواند بیشتر از یک روز کاری ده ساعته کارآمد باشد، بسته به نحوه انتخاب شما برای نزدیک شدن به روزتان.

فلسفه‌ی کمتر بیشتر است در موقعیت‌های مشابه خارج از کار نیز صدق می‌کند. سعی کنید در روابط خود عمقی پیش بروید نسبت به پیشروی در عرض.

سعی کنید که کنار خانواده‌تان حضور داشته باشید بدون این که از طریق رسانه های اجتماعی یا کار تمرکزتان به هم بخورد.

سعی کنید زمان خود را عاقلانه صرف کنید به جای هدر دادن وقتتان و شاکی بودن از کمبود وقت. ورودی شما منعکس کننده خروجی شماست.

اجتناب ناپذیر است، روزهایی خواهد بود که کار بیشترین ساعات بیداری ما را در بر می‌گیرد. با این حال ما هنوز هم می‌توانیم با توجه به بخش‌های دیگر زندگی‌مان توجه داشته باشیم.

  1. مهم است.

گفتگوی تعادل کار و زندگی کوتاه می‌شود، زیرا این بحث در مورد تعادل بین دو چیزی است که نمی‌توان از هم جدا کرد و به دلیل استفاده از زمان به عنوان کارت امتیازی معیوب.

الآن بخوانید!
آوردن بچه‌ها به کلاس درس می‌تواند مادران دانشجو را از درماندگی نجات دهد

آنچه واقعاً اهمیت دارد، تعامل و انرژی است که ما انتخاب می‌کنیم تا به همه حوزه‌های زندگی‌مان برسیم. هنگامی که ما به طور کامل درگیر هر گونه فعالیت یا وضعیت قبل از ما شویم، مثلاً اتفاق می‌افتد که در ارائه یا شرکت در بازی بچه‌هایمان شرکت کنیم، ما تمام جود خود را به آن لحظه متمرکز می‌کنیم. مشارکت به نوبه خود، انرژی تولید می‌کند. مشارکت و انرژی گرفتن ما به ما اجازه می‌دهد تا بهترین وضعیت خود را در تمام زمینه‌های زندگی‌مان نشان دهیم.

من متوجه شده‌ام که برای بعضی‌ها کار فقط به معنی یک چک پول است. شما شاید کارمند خود را به اندازه‌ی خودتان با نبینید. احساس شما از خود ممکن است در خانواده، کار داوطلبانه یا شور و شوق یا سرگرمی دیگر ریشه دارد. با این حال، شما هنوز هم توانایی شناسایی آنچه که در کار به شما انرژی می‌بخشد، خواهید داشت. فرصت‌هایی که با چالش‌ها و پاداش‌های شغلی شما درگیر می‌شود را بیابید.

شما می‌توانید انتخاب کنید که ذهنیت خود را تغییر دهید. خوب بودن را در زندگی دنیوی ببینید و تأثیری که می‌گیرید را چه بزرگ و چه کوچک به خودتان یادآوری کنید. راه حل‌های جایگزین بدبختی یا پیدا کردن کار یا حرفه‌ی دیگری است که از آن لذت می‌برید.

ما باید به دنبال پرورش و تغذیه‌ی ابعاد مختلف خود و زندگی‌مان باشیم. وقتی این کار را می‌کنیم، متوجه خواهیم شد که بخش‌های مختلف زندگی ما به جای رقابت با یکدیگر، یکدیگر را تغذیه می‌کنند. ما متوجه خواهیم شد که زندگی یک نمودار دایره‌ای یا یک بازی حاصل جمع نیست.

کلیدِ یک زندگی بهره‌ور، مشارکت در زندگی و کار است. گرفتن انرژی و در تمام زمینه‌های زندگی مشارکت کردن است.

هنگامی که ما کار و چیزهای دیگر زندگی را می‌بینیم که برای ما به عنوان بخشی از یک سیستم زیست محیطی مهم هستند، به عنوان وابستگی متقابل و مکمل، انرژی ما در تمام زمینه‌های زندگی افزایش خواهد یافت و ما شکوفا خواهیم شد.

منبع: forbes

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 18 = 28