۱۱ درسی که ۱۱ فرد موفق از رئیس خود گرفته است!

0

برخی از کارفرمایان واقعاً در حافظه‌ی شما می‌مانند. این نوع رئیس ها اغلب ۲ نوع هستند که نشانه‌های غیرقابل انکار در کارمندان بر جای می‌گذارند: و .

تجارب گذشته به شما می‌آموزد که چه نوع رئیسی شما را از پیشرفت کاری‌تان منع می‌کند و کدامیک به پیشرفت شما کمک کرده و به جلو هل می‌دهد.

از سوی دیگر، نوع دوم ممکن است مربیان شما شوند. اما حتی اگر این مورد نباشد، شانس خوبی وجود دارد که شما هنوز هم درس‌هایی را که از آنها آموخته‌اید را به کار بعدی خود و بعد از آن انتقال دهید.

ما از ۱۱ نفر خواسته‌ایم تا درس‌هایی را که از رئیسان مورد علاقه‌ی خود گرفته‌اند، برای ما روایت کنند. مهم نیست که شما در حال حاضر چه نوعی رئیسی دارید، شما می‌توانید این تجربیات ارزشمند مشاوره را در حرفه‌ی خود اعمال کنید. در ادامه با ما برای آشنایی با این تجربیات با سایت همیشه به روز «مسیر ثروت به روش مجید صدر» همراه باشید.

  1. به توانایی کاری خودتان اعتماد داشته باشید

در اوایل شغل بازاریابی آلیشا چوچا (Alisha Chocha)، رئیس او از او خواسته بود که خبرنامه‌ی الکترونیکی ماهانه را دوباره طراحی کند. گفته بود که این کار را انجام دهد و اگر جایی گیر کرد پیش او برود.

چوچا می‌گوید: من مردم و زنده شدم. چطور مدیرم می‌تواند چنین کار مبهمی را به من واگذار کند؟

او در آن زمان فقط زبان HTML بسیار ساده را بلد بود. اما تحقیقاتش را انجام داد و یک قالب جدید را پیدا کرد که هم کلیک و هم فروش را افزایش داد.

چوچا توضیح می‌دهد: اگر او به من می‌گفت که چطور این کار را انجام دهم، من برای کار به او وابسته می‌شدم، و منتظریک راهنمای گام ۱-۲-۳ می‌شدم. او به من یاد داد که مستقل و با انگیزه باشم و به کار خود افتخار کنم.

او به همکاری با رییس خود، با تأسیس شرکت”افراد بازاریابی شما”، با همکاری همان رئیس به پایان رساند. او می‌گوید: ما برخی از استعدادهای باور نکردنی را کشف کردیم. و در حال آموزش تیمی هستیم که به معنای واقعی زرنگ و فعال هستند.

  1. هدف را به خاطر بیاورید

هنگامی که مگان کول (Megan Cull) در شرکت نماینده‌ی توسعه‌ی فروش Muse به عنوان مدیر برنامه مشغول به کار بود، او همچنین اغلب شکایات مشتریان را دریافت می‌کرد. به طور خاص یک مشتری وجود داشت که به نظر می‌رسید منبع تغذیه‌ی بی نهایت داشته باشد.

کول می‌گوید: او مرا اصلاً دوست نداشت. اما به نظر می‌رسید که رئیس را دوست داشت.

کول از مدیر خود یک قرار ملاقات خواست تا بفهمد که چگونه یک مشتری منفی تبدیل به یک مثبت شده است.

کول می‌گوید: مدیرم به من گفت که گاهی اوقات شواهد کمی در مورد اثبات درست بودن شما وجود دارد، شواهد بیشتر در مورد این است که شما چه احساسی به طرف مقابل القا می‌کنید. او به من یاد داد که همیشه به یاد داشته باشم که هدف نهایی چیست. بنابراین دفعه بعد که شکایتی داشتم، من تمرکز کردم تا احساسش را درک کنم، زیرا هدف من این بود که یک مشتری شاد داشته باشیم، نه اینکه ادعاهای او را کاهش دهم.

الآن بخوانید!
CRM چیست و چرا برای کسب و کار شما اهمیت دارد؟

او به عنوان یادآوری روی یک کاغذ چاپ کرده است: “هدف چیست؟” و آن را بر روی کامپیوتر خود آویزان کرده است.

  1. بیشتر گوش دهید

پیج آرنوف فین (Arnof-Fenn) اقرار می‌کند که در اولین کار خود پس از گرفتن مدرک MBA، یک قطره از دریا بود.

او می‌گوید: من اغلب بی حوصله، عجول، ناامید، رک و راست بودم و دوست نداشتم در پایین قطب توتم (روح محافظ شخص) باشم.

او اتفاقات بعد از تغییر رئیس قدیمی، رئیس جدید را اینطور توصیف می‌کند:

او یک رهبر آرام بود که هرگز سعی در صحبت کردن بیش از حد با افراد نداشت، اما زمانی که او یک فرمانی می‌داد همه گوش می‌دادند.

آرنوف در حال حاضر بنیانگذار و مدیر عامل شرکت برندینگ و بازاریابی جهانی Mavens & Moguls است.

آرنوف می‌گوید: من دیدم که سبک او چگونه مؤثر بود و چگونه کارمندان به او واکنش نشان می‌دادند و تصمیم گرفتم که من هم مانند او باهوش باشم. من یاد گرفتم که هنگامی که حرف بزرگی برای گفتن دارم، تلاش بسیار آگاهانه‌ای برای گوش دادن بیشتر و تنها نظر دادن انجام دهم. وقتی که من از این کار بیرون آمدم، از همان ابتدا در جلسات شروع به این کار کردم و کارمندانم نمی‌دانستند که من این کار را از چه کسی یاد گرفته‌ام.

رئیس

  1. در مورد چیزی که می‌خواهید بپرسید

در حال حاضر آنتونللا پیسانی (Antonella Pisani)، بنیانگذار استارت آپ‌های کالاهای FACT و شرکت تجارت الکترونیکی و بازاریابی دیجیتال Eyeful Media است. اما دو دهه پیش، او در شغل ایجاد مشارکت در شرکتی به نام WebSideStory کار می‌کرد. در حین بررسی قراردادهای توسعه کسب و کار با CMO، او از این عبارت استفاده می‌کند: تا زمانی که چیزی نپرسی، چیزی به دست نمی‌آوری.

این عبارت ممکن است ساده به نظر برسد، اما پیسانی در هر نقش و هر کاری که تا به حال انجام داده است این عبارت را مفید می‌یابد (و تا زمانی که رئیس شود از این عبارت استفاده کرده است).

او می‌گوید: این عبارت در مورد همه چیز از جمله درخواست تخفیف اضافی هنگام خرید تبلیغات و مذاکره برای یک پیشنهاد شغلی کاربرد دارد.

  1. تمرکز بر چرا

آلیس کالیش(Alyse Kalish) سردبیر Muse، از رئیس مورد علاقه‌اش آموخت تا به چرا تمرکز کند.

کالیش می‌گوید:

هنگامی که من یک پروژه را به پیش می‌بردم، او همیشه بهترین تلاش خود را برای توضیح اینکه چه چرایی پشت آن است، انجام می‌داد. وقتی که من پروژه‌ای را شروع می‌کردم یا ایده‌ای را پیشنهاد می‌دادم، او همیشه مرا تشویق می‌کرد که فکر کنم که چرا این پروژه باید ارزش پیگیری کردن را داشته باشد، چه اهدافی به آن متصل شده است و چرا به تیم ما کمک می‌کند.

الآن بخوانید!
چگونه یک فرهنگ متعادل برای همه کارمندان ایجاد کنیم؟

این درس به کالیش کمک کرد تا اولویت بندی کند، با انگیزه بماند و در پروژه های خود شفاف باشد.

او می‌گوید: اگر من یک بازنویسی برای مقاله‌ی بزرگ می‌نویسم، اگر من یک جلسه را به عقب می‌کشم، اگر من تصمیم می‌گیرم که به یک پروژه ادامه ندهم، من می‌خواهم افراد بدانند که چرا آنها می‌توانند برای جلو رفتن تصمیم‌های هوشمندانه‌ای بگیرند.

 

  1. حفظ چیزهایی که حرکت می‌کنند و محول کردن کارها

تئو لی (Theo Lee)، بنیانگذار و مدیر عامل شرکت KPOP Foods، زمانی که او مدیر امور مالی در یک شرکت بود در استارت آپ‌ها، دو درس زیر را به طور مستقیم از مدیر عامل خود یاد گرفت:

هیچ چیز کامل نخواهد بود. همچنین شما نمی‌توانید همه‌ی کارها را خودتان انجام دهید.

او می‌گوید: استارت آپ‌ها به طور مداوم به منابعی مانند پول و نیروی انسانی وابسته هستند، اما شاید یکی از مهمترین فرصتها باشند. مهمتر از همه این است که کارها باید پیش بروند بیشتر از اینکه به طور کامل انجام شوند.

او می افزاید: بخشی از این کار، یادگیری نحوه‌ی محول کردن کار است.

لی در ساعات اولیه‌ی روز، اغلب پروژه‌های خود را آغاز می‌کرد، مانند تنظیمات طراحی وب سایت و ایجاد حساب کاربری اینستاگرام. اما او متوجه شد که نمی‌تواند دستش را برای کار در هر پروژه نگه دارد و از میان اجزای مختلف تیم خود گذر کند، مانند کاری که رئیس سابقش می‌کرد.

  1. کنجکاو باشید

براون سوواردز (Brian Sowards)، مدیر اجرایی حسابداری در The Muse، قبلاً استارت آپ خود را به نام USEED تأسیس کرده بود که یک پلت فرم برای آموزش عالی بود.

به عنوان مثال، رئیس هیئت مدیره‌ی او به او یاد داد که چگونه مهم است که کنجکاو باشد.

سوواردز می‌گوید: من هرگز چنین کسی را ندیده بودم که بسیاری از سؤالات را در مورد بسیاری چیزها بپرید، حتی زمانی که می‌دانستم که او خسته است و یا استرس دارد. من متوجه شدم که این کار به کسب و کار من خیلی کمک می‌کند. زیرا واقعاً افراد زمانی که شما در مورد آنها و آنچه که آنها انجام می‌دهند کنجکاوی نشان می‌دهید لذت می‌برند. کنجکاوی در واقع باعث می‌شود که شرایط دشوار به آسانی حل شود. زیرا کنجکاوی مانند لبخند است. وقتی این کار را انجام می‌دهید، سخت است که احساس ترس و اضطراب کنید!

  1. همیشه یک دفتر یادداشت با خود داشته باشید

جسیکا پترز (Jessica Peters)، مدیر پروژه عملیات تجاری در Muse، اخیراً با یکی از مؤسسین Muse در راه رفتن به خانه صحبت می‌کرد. گفتگوهای خود به خودی، یک منبعی از ایده ها و سؤالات برای روشن شدن است. خوشبختانه پترس یک دفترچه یادداشت به همراه داشت و همه چیز را نوشت.

این یکی از چندین درسی است که پترز در هنگام کار برای شرکت بازاریابی Overstock از مدیر عامل شرکت آموخته است. پترز یکی از دو دستیار اجرایی بود که با مدیر عامل شرکت مشغول به کار بود. او می‌دید که مدیرعاملش به همه جا دفتر یادداشت می‌برد. نیازی به گفتن نیست، پترز همیشه دفترچه‌ای که می‌تواند برای یادداشت کردن استفاده کند با خود حمل می‌کند.

  1. خودتان را ضروری کنید

نایاتی دسای (Niyati Desai) رشد حرفه‌ای خود را به درس‌هایی که او از یکی از کارفرمایانش آموخته است نسبت می‌دهد: اگر رئیس شما هنگامی که شما در اطراف او نیستید دلش برایتان تنگ نشود، این بدین معنی است که شما کار خود را به خوبی انجام نمی‌دهید و موفق نخواهید شد.

الآن بخوانید!
۱۷ دلیل برای کار در کسب و کارهای کوچک نسبت به شرکت‌های بزرگ

او آموخته بود که نیازها و مشکلات رئیسش را پیش بینی کند و اساساً باید حضور خودش را ضروری کند.

او می‌گوید: من دیدم رئیس من این کار را هر روز برای رئیس خود انجام می‌دهد.

تا این روز به عنوان مدیر روابط عمومی در شرکت نرم افزاری PlanGrid، دسای اطمینان می دهد که او از اطلاعات گم شده یا اقلامی که او می‌داند رئیس او نیاز دارد تا بر روی یک پروژه خاص تحویل دهد، دنبال می‌کند و پیشنهاد می‌دهد که مسئولیت‌های مربوط به رئیسش در این مورد را خودش بر عهده داشته باشد.

رئیس

او می‌گوید: به طور خلاصه اگر رئیس من ارزش من را نبیند، به احتمال زیاد از من در پشت درهای بسته حمایت نمی‌کند، و من احتمالاً ارتقاء و یا تکلیف پروژه‌های جدیدی که واقعاً می‌خواهم را نمی‌بینم.

  1. یک شبکه‌ی قوی بسازید

به مدت چندین سال، دیو یونکمن (Dave Yonkman) به عنوان مدیر ارتباطات برای نماینده‌ی ایالات متحده آمریکا، پیت هوسترا (Pete Hoekstra) کار کرد. یکی از درسهایی که یاد گرفت، ایجاد یک شبکه‌ی قوی بود.

یونکمن که در حال حاضر بنیانگذار و رئیس DYS Media است، به جمع آوری صدها کارت کسب و کار و نوشتن یادداشت‌ها در پشت آنها در مورد افرادی که او ملاقات می‌کرد و علاقمند می‌شد داشت. تمرینی که تا امروز ادامه دارد.

  1. کارهای کوچک را بلافاصله انجام دهید

جنیفر مک دمرث (Jennifer McDermott) هنگام اضافه کردن چیزی به لیست کارهای خود، همیشه از خودش می‌پرسد: “آیا من می‌توانم این کار را بلافاصله انجام دهم؟”

این درسی بود که رئیس مک دمرث، زمانی که او بخشی از تیم روابط عمومی در The Travel Corporation بود، همیشه تأکید می‌کرد.

مک دمرث می‌گوید: او از دیدن آیتمهایی که به طور بالقوه مرا مشغول نشان می‌داد، اما فقط چند دقیقه طول کشید تا تکمیل شود تنفر ‌داشت.

او می‌گوید:

من روزم را با لیست کارهایی که باید انجام دهم شروع می‌کنم. در حالی که چایی صبحانه‌ام را می‌خورم، هر کاری که می‌تواند بلافاصله انجام شود را انجام می‌دهم. مانند یک پاسخ سریع ایمیل، ویرایش یک صفحه وب و یا رزرو.

اگر شما در حال حاضر الگوی نقش خود را در زندگی حرفه‌ای تان نداشته باشید، این بدان معنا نیست که شما نمی‌توانید برخی از این درسها را بپذیرید.

منبع: themuse

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

71 − 62 =